دروس سوم راهنمایی

دینی
نویسنده : علی - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

تمام درس های دینی+نکات مهم درس وجواب سوالات درس ها

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید...... 


 

بخش اول : توحيد

دو برهان درباره خداشناسي و مقايسه آنها

درس اول : هر پديده علتي دارد

برگ هاي درخت آرام آرام حركت مي كنند، مي پرسيد : چرا برگ ها حركت مي كنند ؟ باد برگ ها را حركت مي دهد. پس علت حركت برگ ها باد است . بنابراين مي گوئيم ، حركت برگ ها معلول و باد علت است. معلول يا پديده چيزي است كه وجود آن بسته به علتي باشد. بين علت و معلول ارتباط كاملي برقرار است و تا علت نباشد، معلول پديد نمي آيد. انسان از آغاز آفرينش اين مطلب را به روشني مي فهميد و مي دانست كه ميان پديده هاي جهان ارتباط مخصوصي برقرار است وجود بعضي چيزها به وجود بعضي چيزهاي ديگر وابسته است.

مثلاً : شما چيزهاي بسياري را مي د انيد ، در علم و دانش به وجود شما بستگي دارد و اگر شما نباشيد، علم و دانشي هم كه وابسته به وجود شماست، نخواهد بود. انسان مفهوم عليت را به خوبي مي شناسد و از اولين سالهاي زندگي با آن سر و كار دارد. مثلاً براي رفع تشنگي به سراغ آب و براي رفع گرسنگي به سراغ غذا مي رود. زيرا آب را علت رفع تشنگي و غذا را علت رفع گرسنگي مي داند.

قانون عليت قانوني كلي و جهان شمول است . يعني همه ي اسانها با چنين مفهومي آشنا هستند و آن را در مي يابند همه آنرا پذيرفته اند و زندگي خود را بر آن استوار ساخته اند. چون انسان قانون عليت را پذيرفته است. در مورد هر پديده اي علت جويي مي كند و «چرا» مي گويد . پيش بيني هاي انسان نيز به دليل همين علت باوري است. علاوه بر اين، چون انسان قانون عليت را پذيرفته است. از هر علتي پديده خاص و معلول معيني را انتظار دارد. از طلوع خورشيد نو رانتظار دارد. از وجود آتش انتظار حرارت بر اساس قانون عليت وجود هر پديده اي وابسته و نيازمند به چيز ديگري است كه آن چيز علت نام دارد. يعني هميشه اين معلول است كه وجود از علت سرچشمه مي گيرد و به علت نيازمند است.

يك پرسش :

علت پديد آمدن اين جهان و هر چه آن است، چيست؟ سرچشمه ي وجود زمين و آسمان، خورشيد و ستارگان چيست؟ علت وجود اين جهان چيست؟ كدام وجود بي نياز به اين جهان نيازمند، هستي مي بخشد؟

عقل آگاه و و جدان بيدار انسان كه «عليت» را به عنوان يك اصل كلي و جهان شمول پذيرفته است، به روشني پاسخ مي دهد كه :اين جهان علت قادر و توانايي دارد كه با قدرت خويش آن را پديد آورده است و اداره مي كند كه قدرت و عظمتش بر جهان و جهانيان سايه گستر و قاهر است. او آفريدگار توانا و بي نياز اين جهان و خداي قادر و متعال است .او خداي هستي بخش، عالم قادر و قاهر و پيروز است و اين جهان و نظم آن مقدر فرموده و اداره مي كند. اوست كه با آگاهي از نيازهاي وجود ما از سرچشمه لطف و رحمتش بر ما مي بخشايد و ما بنده و نيازمند اوييم و در برابر قدرت و عظمت او تسليم و فرمان پذيريم.

خلاصه درس :

1 – ميان پديده هاي جهان ارتباط مخصوصي به نام عليت برقرار است هستي بعضي چيزها به چيزهاي ديگر نيازمند و وابسته است و هر چيز نيازمندي علتي دارد.


2 – جهان مجموعه اي است از پديده هاي كوچك و بزرگ اين مجموعه نيازمند و وابسته است و علتي بي نياز و مستقل است


3 – خدا علت هستي جهان و جهانيان است و نيازهاي آنها را برآورده مي كند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :


1 – ارتباط بين علت و معلول چگونه ارتباطي است ؟

بين علت و معلول ارتباط كاملي برقرار است و تا علت نباشد هرگز معلول پديد نمي آيد و هميشه پديد آمدن معلول نتيجه ي وجود علت است.

2 – ارتباط مخصوصي كه ميان علت و معلول برقرار است، چه نام دارد؟

عليت نام دارد

3 – چند كار را نام ببريد كه وجود آنها وابسته به شماست و شما علت آن هستيد؟

نگاه كردن، سخن گفتن ، گوش دادن و صحبت كردن وجودشان وابسته به وجود ماست و ما علت آنها هستيم.

4 – چند كار را نام ببريد كه نشان دهد شما مفهوم عليت را مي شناسيد؟

انسان مفهوم عليت را به خوبي مي شناسد و از آغاز زندگي آن را در مي يابد و با آن سر و كار دارد، مثلاً براي رفع تشنگي و غذا سراغ آب و غذا مي رود براي همين آب را علت رفع تشنگي و غذا را علت رفع گرسنگي مي داند.

5 – قانون عليت يك قانون كلي و جهان شمول است. يعني چه؟ چگونه مي فهميم كه انسان ها همه با اين قانون آشنا هستند و آن را قبول دارند.( دو دليل را ذكر كنيد)

قانون عليت شامل كليه پديده هاي جهان هستي است و همه ي پديده ها درجهان وابسته و نيازمند علت مي باشند. قانون عليت يك قانون كلي و جهان شمول است همه انسانها با چنين مفهومي آشنا هستند و آن را وجدان مي كنند و در مي يابند كه همه آنرا پذيرفته اند و زندگي را بر آن استوار ساخته اند اگر انسان عليت را در نمي يافت و باور نداشت زندگي برايش ممكن نبود به هيچ كاري اقدام نمي كرد. انسان قانون عليت را پذيرفته است كه در مورد هر پديده اي علت جويي مي كند و چرا مي گويد ، مي گويد ، چرا برگ ها حركت مي كنند.

درس دوم : ‌دو برهان درباره خدا پرستي

تاكنون با دو برهان درباره خداشناسي آشنا شده ايم : برهان نظم و برهان عليت

برهان نظم :

برهان نظم به طور خلاصه چنين بيان مي شود.

جهان آفرينش بر پايه نظم و تربيت و هماهنگي و ارتباط كامل استوار است و چون هر نظم و تربيت و هماهنگي و تقديري ساخته و پرداخته ي سازنده دانا و تواناست، پس اين جهان هم مخلوق آفريدگاري دانا و تواناست.

در برهان نظم ابتدا به نظم و هماهنگي و حساب و تقديري كه در اجزاي جهان است، توجه مي كنيم و آنگاه با توجه به اينكه هر نظم و تقديري ، تقدير كننده ي آگاه و توانايي دارد . نتيجه مي گيريم كه اين نظم و هماهنگي عظيم هم خالقي دانا و توانا دارد.


برهان عليت :

در برهان عليت به نظم و هماهنگي ميان پديده هاي اين جهان نمي نگريم بلكه به ذات و هستي پديده ها و نياز ويژه اي كه هر پديده به علت دارد، نظر مي كنيم. بنا بر برهان عليت :
هر پديده اي كه بوجود مي آيد وجودش از خودش نيست بلكه وابسته و نيازمند به چيز ديگري است كه «علت» نام دارد. اين جهان نيز مجموعه اي از پديده هاي گوناگون است كه از منبع عظيم قدرت و هستي سرچشمه مي گيرند. اين قدرت بي منتها را خدا مي ناميم. برهان نظم و برهان عليت گرد و غبار غفلت و بي توجهي را از انديشه و فطرت انسان پاك مي كنند و به او ياري مي دهند تا با فطرت پاك و عقل بيدار خويش واقعيات را بنگرد و ايمان خود را به خداي قادر متعال تقويت و تحكيم كند.

خلاصه ي درس :

1 – برهان نظم : جهان آفرينش مجموعه اي منظم و هماهنگ است و چون هر مجموعه اي منظم و هماهنگ، ساخته ي سازنده ي دانا و تواناست. پس اين جهان نيز مخلوق آفريدگاري دانا و تواناست.
2 – برهان عليت : جهان آفرينش پديده است و هر پديده اي به علت خود وابسته و نيازمند است. پس جهان آفرينش نيز به علت خود يعني خدا نياز دارد.


3 – انسان هاي پاك و آگاه آن چنان به آفريننده بزرگ و توانا يقين دارند كه از اقامه ي برهان و دليل بي نيازند.

بينديشيد و پاسخ دهيد‌:

1 – برهان چيست؟

برهان بيان متين و روشنگري است كه موجب روشن شدن مطلبي مي شود كه جهل و ترديد را در مورد آن برطرف مي كند ، به چنين بياني برهان گفته مي شود.

2 – تاكنون چند برهان را درباره خداشناسي آموخته ايد ؟

برهان نظم و برهان عليت

3 – برهان نظم را بيان كنيد.

جهان آفرينش بر اساس نظم و ترتيب و هماهنگي و ارتباط كامل استوار است . هر نظم و ترتيبي و هر هماهنگي و تقديري ساخته و پرداخته و سازندهي دانا و تواناست پس اين جهان هم مخلوق آفريدگاري دانا و تواناست.

4 – برهان عليت را بيان كنيد.

در برهان عليت سخن از اين است كه هر پديده اي كه بوجود مي آيد وجودش وابسته و نيازمند است، وجودش از خودش نيست بلكه به علتي متكي است و جهان هر چه در آن است كه يكسره پديده هستند و همه در آفرينشند ناچار از منبع عظيم قدرت و هستي بيكراني سرچشمه مي گيرند كه آن قدرت بي منتها را خدا مي ناميم.

5 – چرا در مورد خداشناسي به بيان برهان مي پردازيم ؟

براي اين است كه گرد و غبار و بي توجهي را ازچشم انديشه و فطرت انسان پاك كند تا انسان با فطرت پاك و عقل بيدار خويش واقعيات را بنگرد و روشن ترين روشنها را ببيند و ايمان خود را به خداي قادر متعال تحكيم و تقويت نمايد.


6 – آيا فطرت هاي پاك براي خداشناسي به دليل و برهان نياز دارند؟ چرا ؟

اما فطرت هاي پاك انسان آگاه به آفريننده بزرگ و توناي خويش آن چنان يقين و باور دارند و آنقدر اين موضوع برايشان روشن و قطعي است كه كمتر به اقامه برهان و دليل نياز دارند.

 

 

 

 

بخش دوم :‌معاد

درس سوم : روز قيامت ، روز حساب - درس چهارم :‌بهشت و بهشتيان – دوزخ و دوزخيان

در آيات سوره نبأ ، خداي متعال از آفرينش زمين و آسمان، جهان و انسان ، شب و روز آب و باران و ... ياد مي كند و پيوسته بر اين نكته تأكيد مي فرمايد: كه اگر بنگريد، مي بينيد كه اينها همه ساخت ما و آفريده هاي هدفدار ما هستند و با تأكيد مي گويد : همان روز قيامت و حساب در پيش است و كار ما در آفرينش جهان و انسان، بي هدف و بي حساب نيست. از آيات اين سوره مبارك و بسياري ديگر سوره هاي قرآن مجيد و هم چنين سخن هاي ارجمند پيامبر اكرم و امامان بزرگوار، اينطور در مي يابيم كه در قيامت اعمال مردم به طور دقيق محاسبه و به آنها رسيدگي مي شود و ارزش خوب و بد كارهاي هر انساني كاملاً تعيين مي گردد.

ما نيز در چنين روز سختي در پيشگاه پروردگار خود مسؤول و پاسخگو خواهيم بود. پس بايد براي اين روز بزرگ توشه برداريم و بهترين توشه تقواست.

بنا به فرموده ي پيامبر اولين چيزي كه در قيامت مورد محاسبه قرار مي گيرد. نماز است و زيباترين چيزي كه انسان با خود مي برد، اخلاق نيكوست. خوب است قبل از اين كه در قيامت مورد سؤال قرار گيريم. خود به حساب خود برسيم. به اعمالمان بنگريم و آنها را به دقت بسنجيم كه پيامبرمان درباره حسابرسي از اعمال خويش فرموده است، به حساب خود برسيد ، قبل از اينكه به حساب شما برسند و اعمال خود را مورد سنجش قرار دهيد پيش از اينكه آنها را بسنجيد.

خلاصه ي درس :

1 – كار خدا در آفرينش جهان و انسان بي هدف و بي حساب نيست و روز حسابي در پيش است.
2 – در قيامت دقيقاً به حساب ها رسيدگي مي شود متقين كه پيوسته به ياد روز حساب بوده اند به بهشت جاودان درآيند و كافران كه به چنين روزي اميد و باور نداشته اند، به كيفر و عذابي سخت گرفتار آيند.


3 – در قيامت مردم نزد خدا از يكديگر دادخواهي مي كنند و اعضاء و جوارج متجاوزان به ستم هايي كه كرده اند، گواهي مي دهند و هيچكس نمي تواند كار زشت و ستم خود را پنهان كند. خدا هم حساب ها رسيدگي مي كند و حق مظلوم را از ظالم مي ستاند و متجاوز را به كيفر مي رساند.

بينديشيد و پاسخ دهيد

1 – روز فصل يعني چه ؟ چرا اين روز را روز فصل ناميده اند؟

روز فصل يعني روز جدايي . نيكوكاران و بدكاران جدا مي شوند و به حساب ها دقيقاً رسيدگي مي شود.

2 – چرا به قيامت «يوم الحساب» مي گويند؟

در قيامت اعمال مردم به طور دقيق مورد محاسبه و بررسي قرار مي گيرد و مقدار ارزش خوب و بد كارهاي هر انساني كاملاً تعيين مي گردد.

3 – بنا به فرموده پيامبر چهار چيز مهمي كه در قيامت مورد سؤال و حساب قرار مي گيرند. كدامند ؟

1. عمرت را در چه راهي صرف كرده اي ؟

2. بدنت را در چه راهي فرسوده ساختي ؟

3. احوالت را از چه راهي كسب كرده اي و در چه راهي مصرف نموده اي ؟

4. از دوستي پيامبر خدا و اهل بيت او نيز سؤال مي شود.

4 – قصاص يعني چه ؟

قصاص يعني تلافي تعدي گناهكاري

5 – با توجه به فرمايش پيامبر اكرم، وظيفه ما در مورد اداي حقوق مردم و جلب رضايت آنها در دنيا چيست؟ اگر حقوق مردم در دنيا ادا نشود، در آخرت چگونه ادا مي شود؟

خدا رحمت كند بنده اي را كه اگر حقوقي از ديگران برگردن دارد پيش از فرا رسيدن مرگش پيش از اينكه به جهان آخرت رحلت كند پيش او برود و حقش را بپردازد و دين خود را ادا كند. در آنجا فقط اعمال خوب و بد انسان به همراهش مي باشد ناچار ديگران از اعمال خويش حق خود را استيفا مي كند و اگر كار نيكي نداشته باشد از گناهان طلبكار برداشته مي شود و به گناهان او افزوده مي شود.

6 - اولين چيزي كه در قيامت محاسبه مي شود چيست؟ زيباترين چيزي كه انسان از اين دنيا با خود مي برد چيست؟

اولين چيزي كه در قيامت محاسبه مي شود نماز است و زيباترين چيزي كه انسان با خود مي برد اخلاق نيكوست.

درس چهارم :‌بهشت و بهشتيان – دوزخ و دوزخيان

مردي از ابوذر غفاري پرسيد :

چرا در نظر ما مردن ناپسند است؟

ابوذر پاسخ گفت :‌به اين علت كه شما دنياي خود را آباد كرده و آخرت را خراب و ويران نموده ايد. در اين دنيا به هوس ها و معصيت ها پرداخته ايد. هر چه داشته ايد مصرف كرده ايد و زاد و توشه اي براي آخرت خود نفرستاده ايد. البته براي شما گران و ناگوار خواهد بود كه از محل آباد به محل خراب و ويران كوچ كنيد.

مردم دو دسته اند : نيكوكاران و زشت كاران ، نيكوكاران مانند كساني هستند كه مدت ها از خانه و كاشانه و آشنايان و بستگان خود دور بوده اند و اكنون وارد خانه و كاشانه ي خويش مي شوند و بستگان و با خانواده خود را ديدار مي كنند . چه نشاط و سروري به آنها دست مي دهد. اما گنه كاران و زشت كاران مانند مجرمان و جنايتكاراني هستند كه از چنگ قانون گريخته اند.
وقتي آنها را دستگير كنند و باز گردانند، تا به جزاي جرم و جنايت خود برسند چه حالي دارند؟ آنها خود را گرفتار اعمال خود مي بينند . گنه كار هم اينگونه است. مي بينيد كه از عبوديت پروردگار متعال تجاوز كرده و به حقوق او و بندگان او تعدي كرده است. در اين حالت او احساس شرمندگي مي كند و خود را مستحق عذاب مي بيند سرانجام او را به جهنم مي برند.
ابوذر ادامه داد . شما بندگان اعمال خود را به كتاب خداعرضه كنيد، ببينيد خدا در كتابش چه مي گويد و شما چگونه ايد ؟ خدا مي گويد : «ابرار» بهشتي اند و «فجار» جهنمي . بنگريد كه شما از ابراريد يا از فجار.

انسان در آخرت ناچار به يكي از اين دو منزل راه مي يابد ، يا در بهشت مسكن مي گزيند و يا به جهنم وارد مي شود.

بهشت :

بهشت جايگاه افراد خداپرست و ديندار و نيكوكار و منزلگه جاودان پيامبران و پيروان آنهاست. بهترين و زيباترين جايگاهي است كه خدا مهربان براي بندگان نيكوكار خود تدارك ديده است . قرآن شريف از بهشت غالباً با لفظ «جنّه » ياد كرده است. جنت يعني باغ و بوستان خرمي كه انبوه درختانش سر به هم آورده اند.

همه ي بهشتيان در يك مرتبه با يك درجه نيستند. بلكه از نظر ميزان ايمان و خلوص و مقدار اعمال صالح با يكديگر تفاوت دارند . در بهشت مرگ و بيماري و غم و غصه و اندوه وجود ندارد و بهشتيان همواره مورد لطف خداي متعال هستند و از نعمت هاي پنهان و آشكار الهي برخوردارند. از همه بالاتر اينكه خداوند از آنان راضي است و آنان هم از خدا و الطاف او راضي و خشنودند.

دوزخ :

دوزخ جايگاه مشركان ، منافقان و بدكرداران است. دوزخيان زندگي بسيار سخت و دردناكي دارند. اعمال زشت و كفر و نفاق آنها به صورت عذاب ها و شكنجه هاي سخت برايشان ظاهر مي شود و آنان را به رنج و درد مي كشد عذاب هاي جهنم كه نمود كفر و نفاق و ستم و زشتي اعمال جهنميان است، آنقدر سخت و دردآور است كه براي ما قابل تصور نيست.

خلاصه درس:

1 – بازگشت انسان در آخرت به يكي از اين دو منزل است :‌بهشت يا جهنم .

2 – بهشت ، بهترين و زيباترين جايگاهي است كه خداي مهربان آن را روشن، زيبا و نوراني آفريده است نعمت هاي بهشتي كه نمود اخلاق خوب و اعمال خوب بهشتيان است آنچنان خوب و زيبا هستند كه به زيباي و خوبي شان نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه در قلبي خطور كرده است. بهشتيان انسانهاي خدا پرست و ديندار و نيكوكارند.

3 – جهنم دردناك ترين و عذاب آورترين جايگاهي است كه خداق مقتدر براي بدكاران و ستمگران مهيا كرده است . عذاب هاي سخت جهنم نمود كند و زشتي و گناه و ستم جهنميان است. جهنميان كافران و بدكاران و ستم كاران هستند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – چرا مردن در نظر ما ناپسند است ؟ ابوذر به اين سؤال چه پاسخي داد؟

او گفت : شما به اين علت كه دنياي خود را آباد كرده ايد و آخرت را خراب و ويران نموده ايد در اين دنيا به هوسها و معصيتها پرداخته و هرچه داشته ايد در اين دنيا صرف كرده ايد ، زاد و توشه اي براي آخرت پيش نفرستاده ايد و البته براي شما گران و ناگوار خواهد بود كه از محل آباد به محل خراب و ويران كوچ كنيد.

2 – حال نيكوكاران هنگام ورود به جهان آخرت چگونه است؟ پاسخ ابوذر به اين سؤال چه بود؟

ابوذر گفت : نيكوكاران مانند كساني هستند كه مدت ها از خانه وكاشانه خويش از آشنايان و بستگان خويش دور بوده و اكنون وارد خانه و كاشانه ي خود مي شود و بستگان و اهل خود را ديدار مي نمايد چه نشاط و سروري به اين فرد دست مي دهد؟

چقدر خوشحال و خشنود مي شود؟ نيكوكاران هم اين چنين هستند و به خداي مهربان و بهشت زيباي او وارد مي شوند و مورد استقبال ملائكه و پيامبران و ابرار و اولياء واقع مي شوند و از نعمتهاي بي پايان بهشتي بهره مند مي گردند.


3 – «حال گنه كاران هنگام ورود به آخرت چگونه است» پاسخ ابوذر به اين سؤال چه بود؟
گنهكاران و زشت كاران مانند شخص مجرم تبهكاري هستند كه گريخته باشد و وقتي او را دستگير كنند و بازگردانند تا به جاي جرم و جنايتش برسانند چه حالي دارد؟ خود را گرفتار اعمالش مي بيند. گنهكار هم چنين حالتي دارد خود را گرفتار خشم و عذاب پروردگار مي بيند. مي بيند كه از عبوديت پروردگار متعال تجاوز كرده و اينكه بايد در نزد خداي يكتا حاضر شود. حالت شرمندگي و سوزنده اي به او دست مي دهد و خود را مستحق عذاب مي بيند و سرانجام كشا نكشان او را به سمت جهنم مي برد.


4 – حال ما پيش خدا چگونه است ؟ پاسخ ابوذر به اين سؤال چه بود؟

ابوذر گفت اعمال خود را به كتاب خدا عرضه كنيد خدا در كتابش چه مي گويد و شما چگونه ايد، خدا مي گويد‌:‌«ابرار» بهشتيند و «فجار»‌جهنمي بنگريد كه شما از ابراريد يا فجاريد.

5 – پس رحمت خدا چه مي شود؟ ابوذر به اين پرسش چه پاسخي داد؟

ابوذر گفت : رحمت خدا به افراد نيكوكار نزديكتر است.

 

 

 

بخش سوم :‌نبوت

درس پنجم پيامبران :

همانگونه كه آفرينش موجودات از خداي متعال است. ادامه ي هستي و پرورش و رشد و هدايت آنها نيز وابسته به اوست. همه موجودات از اين هدايت الهي برخوردارند و هدايتگر همه ي آنها در مسير تكامل، خداي جهان آفرين است . خدايي كه مايه ي حركت و راه يابي و رشد و كمال را در وجود اين موجودات نهاده است. اين هدايت يك هدايت عمومي است.

انسان با ديگر موجودات يك تفاوت روشن بسيار دارد و آن برخورداري از «قدرت تفكر و تصميم گيري و اختيار» است. موجودات ديگر از اين قدرت در اين حد برخوردار نيستند و خداي كريم اين نعمت ارزشمند را به انسان عنايت فرموده است. انسان هم مانند ساير موجودات بايد از هدايت عمومي الهي برخوردار باشد ولي اين هدايت يك هدايت اجباري نيست. خدا انسان را متفكر و انتخابگر آفريده است.

پس بايد خير و شر به او ارائه شود و آينده اي كه در جهان آخرت در انتظار اوست. پيش رويش ترسيم گردد تا بينديشد و راه خويش را انتخاب كند. كساني كه راه خير و شر را به انسان مي نمايانند و از آينده ي او در جهان آخرت آگاهند ، پيامبرانند. خداي متعال پيامبران را براي هدايت انسانها آفريده است . او فرمان هاي سعادت بخش خود را كه همه از يك حقيقت سرچشمه مي گيرند . از راه وحي در اختيار پيامبران نهاده است . مأموريت پيامبران يك مأموريت بيش نيست و آنها با هم يگانه و همه هدف هستند. آنها مأموريت دارند كه معارف و احكام خدا را براي مردم بيان كنند و آنان را به پيروي از فرمان هاي خدا فرا خوانند.

سه اصل اساسي :

بسياري از پيامبران دين و شريعت ويژه اي نداشته و شريعت پيامبران بزرگ پيش از خود را ترويج مي كرده اند. بايد دانست كه حقيقت و اصول اديان پيامبران يكي بوده و همه ي آنان انسانها را به سوي يك هدف دعوت كرده اند و برنامه ي واحدي داشته اند. همه اديان آسماني بر اين سه اصل استوارند:


1 – شناخت خداي يگانه و جهان آفرين و ايمان به او (توحيد)

2 – ايمان به معاد و جهان آخرت و آينده ي جاودان انسانها (معاد)

3 – ايمان به پيامبران و يگانگي راه و هدف آنها (نبوت)

پيامبران با احترام به انسان ها ، آنها را به سوي ايمان به اين سه اصل فرا مي خوانند و از آنان مي خواستند كه برنامه ي هدايتگر الهي را بشنوند و درباره آنها بينديشند ، آن ها را بپذيرند و در مقابل فرمان خداي دانا و توانا تسليم باشند. پيامبران راه و روشي را كه خداي متعال براي زندگي انسانها برگزيده و پسنديده است «دين خدا» ناميده اند و يادآوري كرده اند كه دين خدا يك دين بيش نيست.

ويژگي هاي پيامبران

1 – ارتباط با خدا از طريق وحي :

همانطور كه مي دانيد پيامبر از جهت جسم و تن همانند ديگرانسانهاست. پيامبران از جنبه ي روح و نفس، درك حقايق و معارف دين از انسانهاي ديگر به مراتب بالاتر است.
روح و جانش آن قدر پاك و با صفا و نوراني است كه مي تواند با خداي جهان آفرين ارتباط برقرار سازد و حقايق و معارف جهان غيب را دريافت كند، با چشم بصيرت، حقيقت و باطن جهان را مشاهده نمايد.

پيامبر داراي چنان لياقت قدرت و نيروي نفساني است كه مي تواند حقايق و معارف دين را كه از جانب خداي متعال بر قلب پاك و تابناكش نازل مي شود، دريافت و حفظ و نگهداري كند و بدون كم و زياد به مردم ابلاغ نمايد. چنين ارتباطي را وحي مي نامند.

2 – عصمت از گناه و اشتباه :

پيامبران از هر گونه گناه آلودگي معصوم بودند. دليل اين عصمت و پيراستگي وجود معرفت و بينش عميقي بود كه خداي متعال به آنان عنايت كرده بود. آنان زشتي و پليدي گناه را به روشني درك مي كردند و به همين دليل، هرگز خود را به گناه و عصيان نمي آلودند . پيامبران در گفتار، صادق و در عمل و رفتار كاملاً دقيق و درستكار بودند. آنها در دريافت ابلاغ وي هم معصوم بودند. يعني پيام و وحي الهي را به درستي و كمال دريافت مي نمودند و آن را به درستي و كمال به مردم ابلاغ مي كردند. در رهبري و هدايت مردم هيچ لغزشي و انحرافي نداشتند و خداي مهربان در همه ي مراحل پشتيبان و نگهبان آنها بودند.

3 – ايمان به هدف و پايداري در راه خدا :

پيامبران سرشار از ايمان و يقين بودند، مأموريت و هدف آنها چنان روشن بود كه كوچكترين شك و ترديدي در آن نداشتند. ايمان به خدا و يقين به جهان آخرت در اعمال جانشان نفوذ كرده بود.
به وظيفه خويش كاملاً آشنا بودند و در انجام اين وظيفه و رسالت الهي قاطع و استوار بودند به قدرت و نيروي لايزال الهي تكيه داشتند و از هيچ قدرت ديگري نمي ترسيدند.

خلاصه درس :

1 – در اين جهان همه موجودات با هدايت پروردگار متعال به سوي رشد و كمال وجودي خويش حركت مي كنند اما هدايت انسان كه متفكر و انتخابگر آفريده شده است، با نشان دادن را ه سعادت و شقاوت به او انجام مي پذيرد.

2 – پيامبران راه سعادت و شقاوت را به انسان نشان مي دهند و با تعاليم خود او را به راه سعادت هدايت مي كنند و همه پيامبران فرستاده ي خدا هستند. هدف واحدي دارند و مردم را به تسليم در برابر خدا و كسب رضايت او دعوت مي كنند.


3 – پيامبران اوالعزم كه داراي دين و شريعت مستقل بوده اند. پنج نفرند كه آخرين آنها حضرت محمدبن عبدالله (صلي الله عليه و آله) پيامبر گرامي اسلام است . خداي متعال دين و شريعت او را از آخرين و برترين دين آسماني معرفي كرده است.

4 – پيامبران انسانهاي شايسته اي بودند و از طريق وحي با خدا ارتباط مخصوصي داشتند. آنها پيام الهي را به درستي و كمال دريافت مي نمودند و درست و كامل به مردم ابلاغ مي كردند و در همه حال خداي بخشنده مهربان پشتيبان و نگهبان آنها بودند.

5 – پيامبران از گناه و اشتباه معصوم بودند، زيرا به دليل معرفت و بينشي كه خداي متعال به آنان عنايت كرده بود ، زشتي و پليدي گناه را درك مي كردند و هرگز خود را به آن نمي آلودند.در گفتار راستگو و در رفتار درستكار و دقيق بودند.

6 – پيامبران سرشار از ايمان و يقيين بودند و براي دست يافتن به هدف مقدس خويش يعني دعوت مردم به شناخت و عبوديت پروردگار، كوشش و پايداري مي كردند و كم ترين دل سردي و سستي به خود راه نمي دادند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – هدايت عمومي يعني چه ؟

همانگونه كه آغاز آفرينش موجودات از خداي متعال است ، ادامه وجود آن ها، پرورش و رشد و هدايت آنها نيز وابسته به اوست . يا به طور كلي هدايتي كه باعث مي شود كه همه موجودات زنده همچون هسته ي بادام هر يك راه معين را براي رسيدن به تكامل خود بپيمايد هدايت عمومي مي گويند.

2 – تفاوت انسان با ساير موجودات چيست؟

انسان با ديگر موجودات يك تفاوت بسيار روشن دارد و آن قدرت تفكر و تصميم گيري و اختيار اوست.

3 – اگر انسان موجودي با فكر و انتخابگر نبود هدايت او چگونه بود؟ اكنون كه موجودي فكور و انتخابگر است، هدايت او چگونه است ؟

اجباري – اختياري – انسان هم مانند موجودات ديگر اين جهان با هدايت پروردگار متعال به سوي رشد و كمال وجودي خويش حركت مي كرد. اما هدايت انسان كه موجودي متفكر و انتخابگر آفريده شده است به صورت ارائه راه سعادت و شقاوت به او انجام مي پذيرد.

4 – سه اصل اساسي كه پيامبران انسانها را به آوردن آنها فرا مي خوانند، كدامند؟

1 – شناخت خداي يگانه و جهان آفرين و ايمان به او (توحيد)

2 – ايمان به معاد و جهان آخرت و آينده جاودانه انسان ( معاد)

3 – ايمان به پيامبران و يگانگي راه و هدف آن ها (نبوت)

5- ارتباط پيامبران با خدا از چه طريقي بوده است؟

پيامبر داراي چنان لياقت، قدرت و نيروي نفساني است كه مي تواند حقايق و معارف دين را كه از جانب خداي متعال بر قلب پاك و تابناكش نازل مي شود و دريافت دارد و آن را حفظ و نگهداري نمايد و بدون كم و زياد به مردم ابلاغ نمايد ، چنين ارتباطي را در فرهنگ دين «وحي » مي نامند.

6 – دليل پيراستگي پيامبران از گناه چيست؟

عصمت و پيراستگي پيامبران از گناه به خاطر معرفت و بينش عميقي بود كه خداي متعال به آنان عنايت كرده بود به اين جهت كه آنان زشتي و پليدي و معصيت و گناه را به روشني ادراك مي كردند و لذا خود را با گناه و عصيان هرگز آلوده نمي نمودند.

بخش چهارم : پيامبر اسلام، آخرين فرستاده ي خدا

درس ششم : بيعت با پيامبر - درس هفتم : مكر مشركان

ايام حج فرصت مناسبي بود تا پيامبر دور از فشار مشركان با مردم و مسافران صحبت كند و آنان را به تفكر درباره دين اسلام فرا خواند و نور ايمان و شناخت خدا را در دلشان برافروزد. اين بار او با شش نفر از قبيله خزرج گفت و گو مي كرد و با آهنگي آسماني و دل نشين آيات قرآن را برايشان تلاوت مي فرمود . نمونه اي از اين آيات در سوره نحل آمده است.

آهنگ زيبا و معناي رساي آيات قرآن ، سخنان حكمت آميز پيامبر و شيريني گفتار و دل نشين رفتار پرمهر او، در اين شش نفر تأثير بسيار نيكويي نهاد و آنها را به اسلام علاقمند كرد. به علاوه اينان از يهوديان شنيده بودند كه حضرت موسي در كتاب آسماني خود خبر داده كه پيامبري از مكه برانگيخته خواهد شد و آيين يگانه پرستي و توحيد را ترويج و بابت پرستي مبارزه خواهد كرد. بنابراين با شنيدن سخنان روح بخش پيامبر و مشاهده ي رفتار پر مهر او، روحي تازه پيدا كردند و در همان مجلس به اسلام گرويدند.

خلاصه درس :

1 – پيامبر با شش نفر از قبيله خزرج گفت وگو كرد و دين اسلام را به آنان معرفي نمود. اين شش نفر با شنيدن سخنان پيامبر و مشاهده ي رفتار پر مهر او با سابقه ي ذهني كه داشتند به اسلام گرويدند و به شهرشان يثرب بازگشتند تا آيين آسماني اسلام را به مردم آن سامان عرضه كنند.

2 – در نخستين پيمان با عده اي از مردم يثرب در پيمان عقبه عده ديگري مسلمان شدند و با رسول خدا پيمان بستند كه به خدا شركت نورزند، دزدي نكنند، كارهاي زشت نكنند، فرزندان خود را نكشند، به يكديگر تهمت نزنند، در كارهاي نيك از رسول خدا اطاعت كنند و نافرماني ننمايند.

3 – در دومين پيمان (در عقبه) هفتاد نفر از مسلمانان يثرت با پيامبر ديدار و با ايشان بيعت كردند. به اين ترتيب، مقدمات هجرت پيامبر به يثرب فراهم شد.

بينديشيد و پاسخ دهيد:

1 – شش نفر از خزرجيان كه اسلام را در حضور رسول خدا پذيرفتند، از يهوديان مدينه چه شنيده بودند؟

از يهوديان مدينه شنيده بودند كه حضرت موسي در كتاب آسماني خود خبرداده كه پيامبري از مكه برانگيخته خواهد شد و آئين بيگانه پرستي و توحيد را ترويج خواهد نمود و با بت پرستي مبارزه خواهد كرد.

2 – آنها هنگام خداحافظي با پيامبر، درباره چه مسئله اي اظهارنظر اميدواري كردند؟

گفتند: سالهاي طولاني است كه بين ما و قبيله (اوس) جنگ و ستيز است . اميد است خدا به وسيله شما و آئين آسماني شما اين آتش را فرو نشاند و ما اكنون به شهرمان يثرب باز مي گرديم و آيين آسماني اسلام را به مردم آن سامان عرضه مي كنيم.

3 – فعاليت اين عده و زمينه ي معرفي اسلام چه نتيجه اي داشت ؟

مردم يثرب كم و بيش از حضرت محمد(ص) آئين اسلام سخنهاي پراكنده اي شنيده بودند اما فعاليت اين شش نفر زمينه بسيار مناسبي را براي شناخت بهتر انتشار اسلام فراهم كرد و عده زيادي به اسلام علاقمند شدند و برخي هم به اسلام گرويدند.

4 - مفاد نخستين پيمان در عقبه چه بود؟

اوليه مسأله اي كه پيامبر از آنان قول گرفت و با آنان درباره اش صحبت كرد اين بود كه به خدا شركت نورزند. دزدي نكنند، زنا و فحشا نكنند، فرزندان خود را نكشند ، به يكديگرتهمت نزنند و در كارهاي نيك از رسول خدا اطاعت كنند و نافرماني نورزند.

5 – پيامبر چه كسي را براي تبليغ دين اسلام به يثرب اعزام نمود؟ شيوه ي تبليغ او چگونه بود؟

پيامبر، جوان شايسته و آراسته اي را به نام مصعب به سويشان اعزام كرد. مصعب قرآن را خوش آهنگ و نيكو قرائت مي كرد و بسيار شيوا و رسا سخن مي گفت ، روزها در كنار يكي از چاه هاي مدينه زير سايه درختي مي ايستاد و با آهنگ بسيار زيبا و دلنشين قرآن تلاوت مي كرد، مردم اطرافش حلقه مي زدند و آرام آرام آيات قرآن را قرائت مي نمود و وقتي دلها آماده پذيرش مي شد لب به سخن مي گشود و درباره ارزشهاي والاي دين اسلام با آنان سخن مي گفت . دلهاي حق پذير مردم يثرب نرم مي شد. سخنش را به دقت مي شنيدند ، به اسلام مي گرويدند و ايمان مي آوردند.

6 – در دومين پيمان عقبه چه كساني با پيامبر ديدار كردند؟ نتيجه اين ديدار چه بود؟

هفتاد نفر از مسلمانان يثرب با مدرم ديدار كردند و با ايشان پيمان دفاع و فداكاري بستند و به اين ترتيب هجرت پيامبر به يثرب فراهم شد.

 

 

 

درس هفتم : مكر مشركان

هجرت مسلمانان به مدينه

رسول خدا به مسلمانان امروز فرمود كه با اختفاي كامل و دور از چشم مشركان به سوي يثرب كه بعداً به احترام ورود پيامبر آن را مدينة النبي (شهر پيامبر) ناميدند، هجرت كنند با آيات قرآن، به آنان مژده داد كه :

خداي بزرگ به كساني كه پس از تحمل رنج ها و ستم هايي كه به آنان رفته است هجرت كنند در دنيا جايگاهي والا و نيكو مي دهد و البته اجر آخرت براي آنان بسيار برتر و بالاتر است. اين اجر كبير نصيب كساني خواهد شد كه در مشكلات پايدار و شكيبا باشند بر خدا توكل كنند. البته پروردگار بر شما كه در برابر مشكلات صبوريد و در راه او مجاهده و هجرت مي كنيد، بسيار مهربان و آمرزگار است.

نقشه و نيرنگ مشركان :

مشاهده ي اين هجرت و پايداري و ايثار و وحشت كفار افزود : آنها مي ترسيدند كه مسلمانان در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند از اين پايگاه بر آنان بتازند.

بنابراين فوراً جلسه اي تشكيل دادند تا با هم فكري، ابعاد مختلف اين خطر را بررسي كنند.

خلاصه ي درس :

1 – عده اي از مسلمانان براي رهايي از رنج و شكنجه ي مشركان، به امر رسول خدا به يثرب هجرت كردند و با توكل بر خدا و صبر، مشكلات سنگين اين هجرت را تحمل نمودند.

2 – وقتي مشركان پايداري و استقامت مسلمانان ر مشاهده كردند، از آن ترسيدند كه مسلمانان با اين هجرت، در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند و از آن پايگاه بر مشركان بتازند، بنابراين جلسه اي تشكيل دادند و تصميم به قتل رسول خدا گرفتند.

بينديشيد و پاسخ دهيد:

1 – وقتي مسلمان ها از رسول خدا چاره خواستند پيامبر به آنان چه فرمود ؟

پيامبر به آنان فرمود با اختفاي كامل دور از چشم مشركان به سوي مدينه كه آن روزها هنوز يثرب نام داشتند هجرت كنند.

2 – مشكلات هجرت كدامند؟

دوري از شهر و ديار و نداشتن محلي براي زندگي نبودن شغل و در آمدي و همچنين وجود كودكان خردسال در اين سفر طولاني از مشكلات هجرت بود و همچنين اذيت و آزار مشركان مكه نيز اين مسائل را شدت مي داد مسلمانان با تكيه بر وعده خداوند و توكل به خدا و صبر در راه خدا و ياري اودست به هجرت زدند.

3- آگاه شدن كفار از هجرت و پايداري و استقامت و ايثار مسلمانها چه تاثيري بر آنان ميگذارد ؟

مشاهده اين هجرت و پايداري و استقامت و ايثار به وحشت كفار مي افزود مي ترسيدند مسلمانان در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند و از اين پايگاه بر آنان بتازند لذا فوراً جلسه اي تا با همفكري و مشورت، ابعاد مختلف اين خطر را كه قبلاً آن را هيچ پيش بيني نمي كردند بررسي كنند.

4 – كفر براي بررسي چه مسئله اي به مشورت نشستند ؟ سرانجام چه تصميم گرفتند؟
وقتي مشركات پايداري و مقاومت مسلمين را مشاهده كردند ترسيدند كه مسلمانها با اين هجرت در مدينه پايگاه قدرتمندي تشكيل دهند و آن پايگاه بر مشركان بتازند لذا جلسه اي تشكيل دادند و تصميم به قتل رسول خدا گرفتند.

بخش چهارم : پيامبر اسلام، آخرين فرستاده ي خدا

درس هشتم :‌هجرت پيامبر

خلاصه ي درس :

1 – خداي بزرگ نقشه و مكر مشركان را بر پيامبر خود آشكار ساخت و به او فرمان هجرت داد.
2 – پيامبر موضوع هجرتش را با علي بن ابيطالب در ميان نهاد . علي (عليه السلام) پذيرفت كه در بستر پيامبر بخوابد و جان خود را نثار ايشان كند تا رسول خدا به سلامت در مسير هجرت قدم گذارد.
3 – رسول خدا سه شبانه روز در غار ثور مخفي بود. در شب چهارم « شهر مكه، پايگاه شرك و ظلم و بت پرستي را پشت سر نهاد و به سوي يثرب رفت تا در آن جا حكومت اسلامي را بنيان گذارد.
4 – هنگامي كه رسول خدا به حوالي يثرب رسيد، مسلمانان با شور و شوق به استقبال او آمدند و با فريادهاي تكبير و تهليل مقدمش را گرامي داشتند، رسول خدا در دهكده ي قبا فرو آمد و منتظر بود كه علي بن ابيطالب (عليه السلام) نيز به او ملحق شود.

5 – هجرت رسول خدا از عظيم ترين حوادث تاريخ اسلام است به همين جهت مبدأ تاريخ اسلام قرار گرفت تا مسلمانان در همه ي روزگاران به پيروي از رسول گرامي خود پيوسته از ستم و جهل به عدل و علم از سيئات به حسنات هجرت كنند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – نقش والاي علي (عليه السلام) در آغاز هجرت پيامبر به مدينه چه بود؟

حضرت علي (عليه السلام) به جاي پيامبر در بسترشان خوابيدند تا پيامبر بتوانند به سلامت به مدينه هجرت نمايند و نقشه مشركان كه قتل پيامبر بود عملي نشود.

2 – پيامبر خدا چه مدتي در غار پنهان بود؟ در طول اين مدت علي (عليه السلام) چگونه پيامبر را ياري مي كرد ؟ پيامبر چه مسؤوليتي برعهده او گذاشته بود؟

پيامبر خدا مدت سه شبانه روز در غار ثور مخفي بود حضرت علي در تاريكي شب برمي خاست و مقداري آب و غذا به غار مي برد و پيامبر را از اوضاع مكه مطلع مي كرد و تصميمات مشركان را گزارش مي داد، در يكي از شبها پيامبر به حضرت علي (عليه السلام) فرمود امانت هايي را كه مردم به من سپرده اند به صاحبانشان باز گردان و دو شتربراي ما بياور كه به سوي يثرت برويم دختر فاطمه (عليها السلام) و زنان ديگر را بردار و به ما ملحق شو.

3- دو نمونه از امدادهاي الهي را در واقعه ي هجرت پيامبر به اختصار بيان كنيد؟

خدا پيامبر را در تارهاي ظريف عنكبوت و با طپش قلب يك كبوتر وحشي ياري كرد.

4 – پيش از ورود به مدينه، پيامبر نخست در كجا فرود آمد؟ چرا؟

رسول خدا در نزديكي يثرب و در دهكده قبا فرود آمد تا علي و همراهانش به او ملحق شوند

5 – مبدأ تاريخ اسلامي چيست؟ و چرا اين مبدأ را براي تاريخ اسلام برگزيده اند؟

مبدأ تاريخ اسلام هجرت پيامبر اكرم از مكه به مدينه مي باشد. هجرت رسول خدا از عظيم ترين حوادث تاريخ اسلام بود و به همين جهت مبدأ تاريخ اسلام شد تا مسلمان ها در همه روزگاران به رسول گرامي خود تأسي كنند.

 

 

 

بخش پنجم : نمونه هايي از برنامه هاي سياسي، اجتماعي و تربيتي اسلام

درس نهم :‌اجتهاد و رهبري

اكنون بگوئيد براي شناسايي احكام و قوانين واقعي دين بايد به چه كسي مراجعه كنيم؟ كارشناس و متخصص در استنباط احكام دين «فقيه و مجتهد» است و ما براي آگاهي از احكام دين و قوانين اسلام را به او مراجعه مي كنيم و به او مرجع تقليد مي گوئيم.
«فقيه و مجتهد» براي تخصص يافتن در استنباط احكام، ساليان طولاني در درس و بحث كوشش كرده و بر همه ي احاديث و آيات قرن كاملاً مسلط است. براي فهم احاديث و آيات قرآن كسب علوم گوناگوني لازم است و فقيه ي همه اين علوم را كاملاً فراگرفته است. با ادبيات و زبان عرب به خوبي آشناست، دستور زبان عربي را خوب مي داند و در استنباط معاني كلمات عربي اجتهاد مي كند. در علم اصول كه پايه ي اجتهاد است، كاملاً تخصص دارد. در علم اصول كه پايه ي اجتهاد است، كاملاً تخصص دارد. در علم رجال و درايه متخصص و مجتهد است. حديث شناس و قرآن شناس است. از انواع حديث اطلاع دارد و حديث معتبر را ازغير معتبر و حديث ضعيف را از قوي به خوبي تشخيص مي دهد. براي تميز و تشخيص احاديث مجهول از احاديث واقعي، تخصص و مهارت بسيار لازم است كه فقيه اين مهارت را نيز كسب كرده است.

فقيه يك اسلام شناس كامل و تواناست. احكام و قوانين فردي، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي اخلاقي دين را به خوبي مي شناسد. از حوادث و رويدادهاي جهان و بالاخص جهان اسلام بخوبي آگاه است و با ديدي وسيع، مشكلات جامعه را مورد بررسي قرار مي دهد.

او با نيروي اجتهاد به چاره جويي مي پردازد. با تدبير و شجاعت مردم را رهبري مي نمايد و در اين راه از ياري و مشاوره افراد آگاه و متقي استفاده مي كند. نيروي اجتهاد به جامعه بزرگ اسلامي تحرك و جنبش مي دهد و نيروهاي عظيم مسلمانان را هدايت و رهبري مي كند.

فقيه از كج رويها،تندرويها ، كندرويها، تأويل ها و تفسيرهاي غلط نااهلان مغرض و بدعت گذاران اهل باطل جلوگيري مي كند و مسلمانان را در خط راستين اسلام به پيروزي و سربلندي در دنيا و سعادت در آخرت مي رساند.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) مي فرمايد:

فقيهان از جانب پيامبران، امين امت هستند.

امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد:

اجراي امور و قوانين دين در دست فقيهاني است كه بر حلال و حرام دين امين باشند.
امام خميني درباره اهميت اجتهاد در اسلام مي فرمايد:

«اگر فقهاي اسلام از صدر اسلام تا حال نبودند، الان ما از اسلام هيچ نمي دانستيم، اين فقها بودند كه اسلام را به ما شناساندند و فقه اسلام را نوشتند و تدريس كردند و زحمت كشيدند و به ما تحويل دادند و ما بايد همين جهت را حفظ كنيم ...»
فقيهي كه عادل و پرهيزگار باشد و بتواند مسؤوليت هاي رهبري را به طول كامل ايفا كند، علاوه بر استنباط احكام دين، در زمان غيبت امام زمان حضرت مهدي حجة بن الحسن (عليه السلام) ولايت و رهبري امت اسلام را نيز برعهده مي گيرد. شيعيان چنين شخص آگاه و اسلام شناس و قاطعي را به رهبري ولايت مي پذيرند و از رهنمودهايش اطاعت مي كنند و در پناه ولايت و رهبري او به پيروزي كامل مي رسند.

خلاصه درس :

1 – معمولاً براي انجام كارها به افراد خبره و كارشناس مراجعه مي كنيم.

2 – براي شناخت احكام و قوانين واقعي دين به فقيه و مجتهد مراجعه مي كنيم و از او تقليد و پيروي مي نمائيم.

3 – ولي فقيه يك اسلام شناس كامل و تواناست. او احكام و قوانين فردي، اجتماعي، سياسي و... دين را به خوبي مي داند و با توجه به وضع زمان، با تدبير و شجاعت جامعه اسلامي را رهبري مي كند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – براي آگاهي از احكام دين و قوانين اسلام به چه كسي مراجعه مي كنيم؟

كارشناس و متخصص در استنباط و احكام دين همان (فقيه و مجتهد) است و ما براي‌ آگاهي از احكام دين و قوانين اسلام به او مراجعه مي كنيم و به او مرجع تقليد مي گوئيم.

2 - «فقيه و مجتهد» براي فهم و استنباط احكام دين بايد در چه علومي تخصص و مهارت داشته باشد؟

با ادبيات و زبان عربي به خوبي آشناست. دستور زبان عربي را مي داند و در استنباط معاني كلمات عربي اجتهاد كند در علم اصول كه پايه ي اجتهاد است كاملاً تخصص دارد در علم رجال و درايه متخصص و مجتهد است. حديث شناس و قرآن شناس است. از انواع حديث اطلاع دارد حديث معتبر را از حديث غيرمعتبر و حديث ضعيف را از حديث غيرضعيف با ملاكهايي كه در دست دارد به خوبي تشخيص دهد.

3 – آيا به هر حديثي مي توان اعتماد كرد؟ چرا؟

خير، چون هر مطلبي كه به نام حديث در كتابي نوشته شده معتبر و قابل اعتماد نيست و در بين كتب حديث ، احاديث جعلي و دروغي هم وارد شده كه پيامبر و امامان آنها را نفرموده اند.

4 – احاديث را بايد با توجه به چه مسائلي تفسير كرد؟

هر حديثي را بايد با توجه به آيات قرآني و احاديث ديگر تفسير كرد و اين كار نيز از هر كسي ساخته نيست تنها فقيه و مجتهد مي تواند قوانين و احكام واقعي اسلام را از لابلاي آيات قرآن و صدها كتاب حديث استخراج و استنباط كند.

5 – پيامبر درباره فقيهان چه فرموده است؟

فقيهان از جانب پيامبران امين امت مي باشند.

6 – رهبري و ولايت امت اسلام را چه كسي برعهده مي گيرد؟ مسؤوليت هاي او چيست؟

فقيهي كه عادل و پرهيزگار باشد و بتواند مسؤوليت هاي رهبري را كاملاً ايفا نمايد يك چنين فقيهي علاوه بر استنباط احكام دين ، ولايت و رهبري امت اسلام را نيز در زمان غيبت امام دوازدهم حضرت مهدي برعهده مي گيرد.

7 – مردم نسبت به ولي فقيه چه مسؤوليت هايي دارند؟

مردم چنين شخص آگاه و اسلام شناس و قاطعي را به رهبري و ولايت مي پذيرند و از رهنمودهايش اطاعت مي كنند و در پناه ولايت و رهبري او به پيروزي كامل مي رسند.

درس دهم : مساوات در برخورداري از بيت المال

خلاصه درس :

1 – امير المؤمنين در دومين روز حكومت خويش اعلام كرد كه همه ي مسلمانان از بيت المال به طور مساوي برخوردار خواهند شد و مزايايي كه افرادي خاص قبلاً از بيت المال بر مي گرفته اند ، قطع مي گردد.

2 – كساني كه قبلاً مبالغ هنگفتي از بيت المال دريافت مي كردند و سوئ استفاده هاي فراوان داشتند. روش امير المؤمنين را نپسنديدند و به مخالفت و اعتراض با او پرداختند اما امير المؤمنين اعلام كرد كه روش من در تقسيم بيت المال همان روش رسول خداست و به همين روش ادامه خواهم داد.


3 – امير المؤمنين آن چنان در رعايت مساوات در تقسيم بيت المال كوشا بود كه حتي حاضر نمي شد به برادرش يك صاع گندم از بيت المال بيش از حقش بپردازد.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – خدا از آگاهان چه عهدي گرفته و چه مسؤوليتي را برعهده آنان نهاده است؟

برسيري غارتگران شكمباره و گرسنگي مظلومان پوست بر استخوان چسبيده تحمل نكنند و حق مظلوم را از ظالم تجاوزگر بستانند و به او بازگردانند.

2 – چرا حضرت علي (عليه السلام) حكومت را پذيرفت ؟

مشكلات جامعه اسلامي به اوج رسيده بود كه حضرت علي(عليه السلام) از سوي مردم براي اداره حكومت و خلافت انتخاب شد و حكومت را پذيرفت.

3- حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب در دومين روز خلاقت خود درباره باز پس گرفتن اموال بيت المال و تقسيم مساوي آن بين مسلمانان چه فرمود؟

خداي را سپاس و بر پيامبر او محمد مصطفي سلام و صلوات ، اي مردم، گروهي از بيت المال و اموال عمومي مردم بيش از حق خود برداشته اند حبيب خود را انباشته اند ملك و باغ خريده اند و نهرهاي روان درآن جاري ساخته اند مركب هاي زيبا ساخته اند و غلامان و كنيزان زيباروي خريده اند، اما بدانيد كه من حق مردم مظلوم را از اينان باز مي ستانم و از اين پس سهم همه مسملمانان را از بيت المال بطور مساوي خواهم داد بيت المال عمومي مسلمين است و بايد در مصالح و اداره حكومت معروف گردد و زيادي آن به طور مساوي بين همه تقسيم شود.

4 – چه كساني از رفتار اميرالمؤمنين در تقسيم بيت المال ناراحت شدند؟

كساني كه قبلاً از تقسيم بيت المال دريافت هاي كلان و سوء استفاده هاي فراوان داشتند روش اميرالمؤمنين را نپسنديدند و به مخالفت و اعتراض پرداختند.

5 – پس از اينكه نصايح مكرر اميرالمومنين دربرادرش عقيل اثر نكرد آن حضرت چه كرد؟

آن حضرت وقتي ديد برادرش براي دريافت يك صاع گندم زياده بر حقش اين چنين امداد مي ورزد و پي در پي پيش او مي آيد، تكه آهني را در آتش نهاد وقتي آهن خوب سرخ و گداخته شد آن را برداشت و نزديكش برد، عقيل از حرارت و لهيب آن، آتش سرخ فريادي كشيد و دردمندانه ناله كرد.

 

 

 

بخش پنجم : نمونه هايي از برنامه هاي سياسي، اجتماعي و تربيتي اسلام
درس يازدهم : جهاد و دفاع در برابر اسلام

جهاد در لغت به معناي تلاش و كوشش است و در فرهنگ اسلامي – علاوه بر اين معناي پيكار و جنگ مسلحانه در برابر دشمنان اسلام و مسلمانان نيز بكار مي رود.

مي دانيد كه اسلام دين عقيده و ايمان، تفكر و استدلال و برهان است و به همين وسيله در جهان توسعه يافته است. اسلام هيچگاه با جنگ مسلحانه و تهديد نظامي ، عقايد بر حق خود را تحميل نمي كند. دين از يك سلسله اعتقادات قلبي مايه مي گيرد.

اسلام ايمان و عقيده، تقوا و فضيلت و ساير ارزش ها را با بيان روشن و برهان متين در ميان مردم تبليغ مي كند، اسلام دين صلح و ارامش است و تا اقدام مسلحانه ضرورت پيدا نكند، دستور جهاد نمي دهد اما در موارد لازم نه تنها از جنگ و جهاد ابايي ندارد بلكه به آن امر مي كند و آن را يك وظيفه شرعي از بهترين عبادت ها مي شمرد.

در اين معامله خريدار كيست؟

خريدار خداست. خداي بي نياز، فروشندگان مؤمنان هستند .مؤمناني كه در عمق جان خويش به خدا و پيامبر و معاد ايمان دارند و دين اسلام را به عنوان بهترين دين آسماني پذيرفته اند و سعادت خويش را در عمل و پاسداري از احكام و قوانين آن مي دانند.

آنها زندگي دنيا را كوتاه و گذرا و زندگي آخرت را پايدار و جاويدان مي دانند.

جنس چيست؟ مورد معامله چيست؟

مورد معامله، جان و مال و هستي مؤمن است. مجاهد في سبيل الله جان خويش را به خدا مي فروشد. جاني را كه خدا به او عنايت كرده است به او باز مي گرداند و در راه او فدا مي كند. هرچه دارد يك مرتبه رها مي كند و به معبود بزرگ و بي همتا مي پيوندد.

بهاي معامله چيست؟

بهاي معامله بهشت خداست. بهشت و زندگي جاويدان و هم نشيني با پيامبران و امامان و معاشران با شهداء و صديقين و بندگان شايسته ي خدا . بهشت با آن همه زيبايي و نعمتي كه مانندش را نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه از وصف دل رايش خاطره اي در خاطر نشسته است. سند اين معامله كتاب هاي آسماني است. اين معامله در تورات و انجيل و قرآن به ثبت رسيده و عمل به اين معامله و پرداخت اين بها را خداي تواناي مهربان تعهد كرده است.

جهاد ابتدايي :

اسلام هرگز براي كشور گشايي و گرفتن اراضي، استثمار مردم و تحميل عقايد و فرهنگ ها، دستور جهاد و نبرد نمي دهد. اما اگر مردمي در جهل و ناداني باشند. در فقر و محروميت و خفقان زندگي كنند و ستمگران و مستكبران دسترنج شان را چپاول كنند در چنين وضعي سپاه اسلام وظيفه ي خود مي داند كه به ياري اين محرومان بشتابد و آنان را از چنگال مستكبران نجات دهد.

اگر مستكبران راه تبليغ و برهان را ببندند و از ارشاد و تبليغ جلوگيري كنند با صلاح ديد پيامبر با امام يا ولي مسلمين دستور جهاد صادر مي شود تا سپاه اسلام با يك جهاد مقدس و يورش سنگين ، مستكبران را سرنگون سازند و زمينه را براي تبليغات آزاد و بيداري مردم و نجات آنها فراهم نمايند.
جنگ هاي مسلمانان با حكومت خودكامه ايران و روم در صدر اسلام از همين قبيل بوده است. ايرانيان هم در آن زمان به زور و شمشير جنگ اسلام را نپذيرفتند چون به آزادي رسيدند و با برهان روشن و منطق قوي اسلام آشنا شدند و رفتار شايسته ي مسلمانان را مشاهده كردند، گروه گروه به اسلام گرويدند.

پل جهاد ابتدايي نيز نوعي دفاع است. دفاع از حقوق انسانهاي محروم، دفاع از شرافت و عزت و انسان هاي دفاع از حقوق مستضعفان

جهاد دفاعي :

هنگامي كه كشور اسلام مورد تجاوز و تعدي بيگانگان قرار گيرد، دفاع بر همه واجب است. مسلمانان بايد براي بيرون راندن متجاوز و سركوب او بسيج شوند و با آن چه در توان دارند بكوشند و از موجوديت و غارت و شرق و كشور اسلامي خود دفاع كنند.

جهاد دفاعي برهمه واجب است. در اين مورد نيازي نيست كه براي رسيدن به دستور پيامبر يا امام يا ولي مسلمين انتظار بكشيم و به دشمن فرصت هجوم بيشتر بدهيم البته ولي مسلمين نيز رهنمود لازم را در نخستين فرصت صادر خواهد كرد. مظلوم بايد فوراً از حق خود دفاع كند و تجاوزگر را به خاك ذلت كشاند تا فكر تجاوز به ذهن ديگران نيز خطور نكند.

بنيانگذار جمهوري اسلامي – قدس سره مسئله ي دفاع را يك تكليف همگاني مي دانستند. ايشان در اين زمينه فرموده اند :‌«دفاع از اسلام و كشورهاي اسلامي امري است كه در مواقع خطر تكليف شرعي، الهي و ملي است و بر تمام قشرها و گروهها واجب است». بيشتر جنگ هاي صدر اسلام مانند جنگ احزاب و احد نيز جنگ هاي دفاعي بوده اند.

جهاد داخلي :

جهاد داخلي نيز نوعي جهاد دفاعي است. اگر در داخل كشور اسلامي گروهي توطئه و بلوا به پا كنند، آرامش جامعه را به هم بزنند ، حكومت اسلام را تضعيف نمايند و با ترور و تخريب در مورد براندازي حكومت اسلام برآيند، بر ولي مسلمين ، مقام ولايت فقيه خروج كرده و از پذيرفتن قوانين جامعه ي اسلامي سرباز زده اند و از اطاعت رهبر خارج شده اند. چنين افرادي در اصطلاح اهل بغي يا بغات و خوارج ناميده مي شوند. ولي فقيه ابتدا آنان را با پند و اندرز و امر به معروف و نهي از منكر ارشاد كند. اگر آنها متنبه شوند و به آغوش حكومت اسلامي بازگردند جامعه اسلامي آنها را مي پذيرد و با آنان با لطف و مدارا رفتار مي كند ولي اگر پند و اندرز سودي نبخشيد، ولي مسلمين ، مقام ولايت فقيه كه از كيان حكومت اسلامي دفاع مي كند، ناچار اعلان جهاد دفاعي مي دهد تا با قدرت تمام آنان را سركوب كنند.

پيكار با بغات و خوارج توطئه گران و مفسران نوعي جهاد دفاعي است و بر مسلمانان واجب است كه با آنان هر چند كه مدعي اقامه ي نماز و گرفتن روزه و خواندن قرآن باشند، بجنگند و آنها را سركوب كنند.

حضرت علي (عليه السلام) با خوارج زمان خويش كه خوارج نهروان ناميده مي شوند جنگيدند و جز تعداد كمي از آنها بقيه در جنگي كه با امام مسلمانان به راه انداخته بودند به قتل رسيدند. خوارج ظاهراً اهل نماز و روزه بودند اما بر حضرت علي كه امام و ولي مسلمين بود، خروج كرده و جنگ به راه انداختند .

خلاصه ي درس :

1 – دين اسلام با بيان و برهان روشن مردم را به ايمان و تقوا و اعمال نيكو دعوت مي كند تا اقدام مسلحانه ضرورت پيدا نكند دستور جهاد نمي دهد اما در مواقع لازم به جنگ و جهاد امر مي كند و آن را از بهترين عبادت ها مي شود.


2 – خداي متعال در بسياري از آيات قرآن كريم ، مؤمنان را به جهاد في سبيل الله و كشتن ستمگران امر مي كند و به كساني كه در راه خدا شهيد مي شوند، مژده ي آمرزش و بهشت جاويدان مي دهد و شهادت را فوز عظيم مي شمرد.


3 – جهاد ابتدايي براي سرنگون كردن مستكبران و نجات محرومان با دستور ولي مسلمين انجام مي شود تا محرومان را از ظلم و ستم نجات يابند و هدايت و ارشاد شوند. علاوه بر جهاد ابتدايي، جهاد دفاعي هم در اسلام وجود دارند كه بر همگان واجب است.

بينديشيد و پاسخ دهيد:

1 – جهاد در لغت به چه معناست؟ در فرهنگ اسلامي به چه معناست؟

جهاد در لغت به معناي تلاش و كوشش است و در فرهنگ اسلامي علاوه بر اين معنا و معناي عام آن به معناي پيكار جنگ مسلحانه در برابر دشمنان اسلام مسلمين نيز بكار مي رود.

2 – در معامله اي كه مؤمنان با خدا مي كنند، خريدار كيست؟ فروشنده كيست؟ جنس چيست؟ بهاي معامله چيست؟

خريدار خداست. خدا بي نياز و مهربان .

فروشنده : مومنين هستند.

جنس : جان و مال و هستي مؤمن است

ثمن : بهشت خداست و زندگي جاويدان و همنشين با پيامبران و امامان و معاشران ، شهدا و صديقين و بندگان شايسته ي خدا، پاداش و ثمن اين معامله بهشت و نور و سرور از سوي پروردگار متعال است.

3 – اهل بغي چه كساني هستند؟

اگر در داخل كشور اسلامي گروهي توطئه و بلوا بر پا سازند، آرامش را از جامعه سلب كنند حكومت اسلام را تضعيف نمايند و به وسيله ترور و تخريب درصدد براندازي حكومت اسلام برآيند بر ولي مسلمين مقام ولايت فقيه خروج كرده اند و از اطاعت رهبر خارج شده اند و سركشي كرده اند اصطلاحاً چنين افرادي را اهل بغي يا بغات يا خوارج ناميده اند.

بخش پنجم : نمونه هايي از برنامه هاي سياسي، اجتماعي و تربيتي اسلام
درس دوازدهم :‌فروبردن خشم چگونه ممكن است؟؟

خلاصه درس :

1 – پروردگار متعال، خشم را در وجود ما انسان ها نهاده است تا قدرت رويارويي با خطرها و دشمنان را داشته باشيم . اما در برخورد با دوست و آشنا نبايد خشمگين شويم بلكه بايد اشتباه او را ناديده بگيريم و با مهرباني و ملايمت او را ارشاد كنيم.

2 – خشم بايد در اختيار عقل و خرد باشد. بايد توانايي جلوگيري از آن را داشته باشيم و در موارد لازم كظم غيظ كنيم.


3 – با «همانندي» و تشبه به خوبان مي توانيم صفات خوب و از آن جمله پيروزي بر خشم را در خود پرورش دهيم و بر خشم و هوس خويش فائق آئيم.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – خشم پيامبر چگونه بود؟ ايشان براي چه اموري خشمگين مي شدند؟

در روايات آمده است كه پيامبر براي امور دنيا هرگز خشمگين نمي شد ولي آنجا كه حقي ضايع مي شد آنچنان خشم سراپاي وجودش را فرا مي گرفت كه هيچ كس را ياراي مقاله با او نبود.

2 – پيامبر گرامي ما درباره كسي كه خشمش را فرو مي خورد، چه مي فرمايند؟

فرمودند : هر كس خشمش را فروخورد . خشمي كه مي توانسته اند اعمال نمايد. – خداوند دلش را از امن و ايمان پر مي كند.

3 – مالك اشتر در برابر عمل آن فرد نادان چه كرد؟ او دليل اين برخورد خود را چه مي دانست؟

عمل زشت آن مرد مالك اشتر را خشمگين نمود ولي وقتي فهميد كه آن مرد از روي ناداني دست به اين عمل زده ، به مسجد رفت و براي هدايت آن مرد دعا نمود. مالك اين دليل برخورد را ناداني فرد مي دانست.

4 – در اين درس منظور از «همانند» چيست؟

براي تسلط خشم خود را همانند كسي قرار دهيم كه بر خشمش مسلط است و همانند مالك اشتر بر خشم خود فائق و پيروز باشيم.

5 – شديدترين عذاب روز قيامت چيست؟ چگونه مي توانيم خود را از اين عذاب در امان نگهداريم ؟

خشم خدا – بايد خشم خود را فرو خوريم تا از خشم خدا در قيامت در امان باشيم.

 

 

درس سيزدهم : خانواده

در اسلام خانواده محبوب ترين بنيان اجتماعي است . تا آن جا كه تشكيل هيچ بنياني نزد خدا، ارزشمندتر از تشكيل خانواده نيست و هر كه براي تشكيل آن اقدام كند خود را از آلودگي به گناه برهاند، نيمي از دين خويش را از دستبرد شياطين محفوظ داشته است.

براي آنكه ارزش و قداست اين بنيان محبوب پا برجا و استوار بماند، خداي متعال براي هر يك از اعضاي خانواده، وظايف و حقوقي تعيين كرده است. در خانواده هميشه هر كس كه حقي بر ديگران دارد، وظيفه اي هم نسبت به آنها برعهده دارد و هر كس وظيفه اي برعهده دارد، حقي نيز دارد.

• از جمله حقوق فرزندان بر پدر و مادر اين است كه نام نيكو برايشان انتخاب كنند، در رشد و ادب و تربيت و تعليم شان بكوشند، قرآن و آداب دين را به آنان بياموزند، در نظر زمان مشخص، از نظر شغل و تشكيل خانواده موقعيت مناسبي برايشان انتخاب كنند.

• در مقابل وظيفه ي فرزندان اين است كه پدر و مادر خويش را تكريم و احترام كنند و تا آن جا كه فرمانشان بر خلاف فرمان خدا نيست، از آنان پيروي نمايند. همانگونه كه پدر و مادر در كودكي با مهرباني و دل سوزي ، به مراقبت از فرزندان و تربيت آنان پرداخته اند، فرزندان هم بايد به هنگام پيري و ناتواني پدر و مادر، با لطف و محبت تمام از آن ها مراقبت كنند و پرستار شب و هم صحبت روزشان باشند.

• سفارش و تأكيد اسلام اين است كه هر يك از اعضاي خانواده – پدر و مادر، فرزندان وظايف خود را دقيقاً بشناسند و به آنها عمل كنند، و علاوه بر اينكه حقوق ديگران را كاملاً رعايت مي كنند، با محبت و ايثار با آن ها روبه رو شوند و در انجام وظايف ديگران نيز به آنها كمك كنند.

حجاب و عفاف :

براي نگهباني از بقاي خانواده و صلاح اجتماع، اسلام به مردان و زنان و پسران و دختران سفارش مي كند كه به نامحرمان نگاه ناروا ندوزند، زيرا اين نگاه هوس و شهوت را به هيجان مي آورد و فتنه و فساد ايجاد مي كند.

به دختران و زنان هم هشدار مي دهد كه چه بسا نگاههاي حريص وظائف در كمين عفت و قداست شما و خانواده شماست. خداي متعال در قرآن كريم براي پيشگيري از گسستگي خانواده ها و جلوگيري از فساد در خيانت به پيامبر خود چنين فرمان مي دهد. «اي پيامبر به زن هاي با ايمان بگو كه چشم ها را از نظر افكندن به مردان نامحرم فروهشته دارند و آرايش و زينت هاي خود را جز براي محارم خويش ظاهر نسازند».

پوشيده بودن زنان در جامعه، نه تنها موجب تقويت بنيان خانواده مي شود بلكه سبب حفظ ارزش زن و جلوگيري از ابتذال و تباهي او نيز مي گردد.

خلاصه ي درس :

1 – در اسلام خانواده، محبوب ترين بنيان اجتماعي است و از سوي خداي متعال جهت تحكيم اين بنيان، براي هريك از اعضاي خانواده وظايف و حقوقي معين شده است.


2 – از جمله حقوق فرزندان بر پدر و مادر اين است كه نام نيكو بر ايشان انتخاب كنند، آنها را مورد محبت و اكرام قرار دهند، در رشد و تربيت و تعليم شان بكوشند و قرآن و آداب دين را به آنها بياموزند.

3 – از جمله حقوق پدر و مادر بر فرزندان اين است كه پدر و مادر خود را اكرام و احترام كنند تا آن جا كه فرمانشان بر خلاف فرمان خدا نيست. از آنان پيروي نمايند و به هنگام پيري و ناتواني با كمال احترام از آنها نگهداري و پرستاري كنند.

بينديشيد و پاسخ دهيد.

1 – در اسلام محبوب ترين بنيان اجتماعي كدام است؟

خانواده، تا آنجا كه تشكيل هيچ بنياني پيش خدا ارزشمندتر محبوب تر از تشكيل خانواده نيست.

2 – ازجمله حقوق فرزندان بر پدر و مادر چيست؟

نام نيكو برايشان انتخاب كنند. در رشد و ادب و تعليم و تربيتش بكوشند. قرآن و آداب دين را به آنان بياموزند. و به هنگام جايگاه نيكويي از نظر شغل و تشكيل خانواده برايشان انتخاب كنند و پيوسته با كمال لطف و توجه به رشد و ارتقاء و پيشرفت آنان نظارت كنند.

3 – وظيفه ي فرزندان در مقابل پدر و مادر چيست؟

پدر و مادر خويش را تكريم كنند. تا آنجا كه فرمانشان بر خلاف فرمان خدا نيست آنان را اطاعت كنند و پيوسته در هر صورت در نيكي و احسان بكوشند. وقتي به سن پيري رسيدند يار و ياور و خدمتگزارشان باشند و در هنگام پيري و ناتواني پدرو مادر با لطف و محبت و اكرام از پدر و مادر مراقبت كنند و پرستار شب و هم صحبت روزشان باشند.

4 – حجاب و عفاف زنان چه آثاري را به دنبال دارد؟

پوشيده بودن زنان در جامعه نه تنها موجب تقويت بنيان خانواده است بلكه سبب حفظ ارزش زن و جلوگيري از ابتذال و تباهي او نيز هست.

5 – پيامبر چه ذكري را به حضرت فاطمه زهرا و علي بن ابيطالب ( عليهم السلام) آموخت چه فرمود؟

هنگامي كه به رختخواب مي رويد سي و سه مرتبه سبحان الله ، سي و سه مرتبه الحمدالله و سي و چهار مرتبه الله اكبر بگويد. بر اين ذكر مداومت كنيد تكرار مرتب اين ذكر به شما نير و تواني مي دهد كه بتوانيد در برابر سختي ها و دشواريها صبور و بردبار باشيد. مداومت اين اذكار حتماً از حضور يك خدمتكار براي شما سودمندتر است.

بخش ششم : امامت ، نظام امت

درس چهاردهم :‌اهل بيت پيامبر، حاملان علوم الهي - درس پانزدهم : رفتار ائمه در برابر خلفاي جور

سرچشمه ي معارف و احكام اسلام علم بي پايان پروردگار متعال است. پيامبر گرامي اسلام به وسيله وحي با اين سرچشمه در ارتباط بود و معارف دين را از سوي خدا دريافت مي كرد، او مي بايست اين معارف بلند و احكام متين الهي را به مردم ابلاغ كند و در اين راه نهايت سعي و تلاش خويش را بكار برد اما ناچار بود با زبان مردم با آن ها صحبت كند و به اندازه درك و فهمشان سخن گويد.

رسول خدا علاوه بر اينكه در همين فرصت هاي كوتاه به تعليم معارف و احكام دين به مسلمانان مي پرداخت، به آينده ي آنها نيز توجه داشت. او گنجينه هايي از علم خويش را به افراد شايسته اي بوديعت سپرد تا در آينده كه مسلمانان فرصت رشد و درك بالاتري دارند، از اين گنجينه هاي علم و معرفت برخوردار شوند.

امامان ديگر نيز هم چون حضرت علي (عليه السلام) با سرچشمه ي معارف دين آشنا بودند و از چشمه ي نور و فيض الهي بهره ها داشتند. جان پاك آنها با عالم غيب ارتباط داشت و كلامشان، كلام پاك و روحاني پيامبر بود.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: حديث من حديث پدرم است و حديث پدرم، حديث جدم و حديث جدم، حديث امام حسين و حديث امام حسين حديث امام حسن و حديث امام حسن، حديث پدرش اميرالمومنين و حديث اميرالمؤمنين حديث رسول خدا و حديث رسول خدا قول خداي متعال است».

لازم به يادآوري است كه معارف بسيار غني و فقه متين و اخلاق و آداب و احكام بسيار گسترده ي شيعه همه از متون قرآن كريم و سنت پيامبراسلام و گنجينه ي سخنان اهل بيت سرچشمه مي گيرد هر كس از اين سرچشمه ي گوارا بهره مند شود به سعادت دنيا و آخرت رسد و هر كه روگرداني كند تشنه كام وخسارت زده ي دنيا و آخرت مي شود.

خلاصه درس :

1 – پيامبر گرامي اسلام به وسيله وحي با پروردگار متعال ارتباط داشت و معارف و احكام متين اسلام را از سوي خدا دريافت مي كرد و به مردم ابلاغ مي نمود، اما مشكلات بسياري در راه بود . پيامبر نمي توانست معارف والا و بلند دين را به طور كامل به عموم مردم بياموزد. او ناچار بود به اندازه ي درك و فهم مردم با آنها سخن گويد و فرصت هاي مناسب به تعليم و تربيت آنها بپردازد.

2 – پيامبر خدا علاوه بر تعليم و تربيت عمومي مردم، علي بن ابيطالب را از زمان كودكي تحت تربيت خود گرفت و جان پاكش را به مرحله اي از رشد و تزكيه رسانيد كه او هم از سرچشمه علم پروردگار برخوردار شد و جانش به نور الهي روشن گشت.


3 – حضرت علي و امامان بعد از او كه به سفارش پيامبر تعيين شده اند – گنجينه هاي علم پيامبرند و لازم است مسلمانان با پيروي از آنان سعادت زندگي دنيا و آخرت خود را تأمين كنند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – مشكلاتي را كه پيامبر در راه ابلاغ و بيان معارف به احكام دين با آنها روبرو مي شد برشمريد؟

1) در اين مدت مسلمين تحت شكنجه و آزار و تعيقب مشركين بودند.

2) آزادي و فرصت نداشتند

3 ) مدت سه سال كه پيامبر دعوت آشكار و علني نداشت

4) مدت سه سال هم كه در شعب ابي طالب محصور و زنداني بودند.

2 – حضرت علي (عليه السلام) درباره آموختن علم و اخلاق و آداب نيك از رسول خدا چه فرموده است؟

من از كودكي با رسول خدا بودم و او هر روز دري از علم برويم مي گشود و اخلاق نيك و آداب نيكو را به من مي نمود و برايم آشكار مي ساخت و دردستور مي داد كه پيوسته از او متابعت كنم.

3 – سفارش خدا به پيامبر درباره تربيت و تعلم حضرت علي چه بوده است؟

پيامبر به علي (عليه السلام) فرمود : خدا به من سفارش كرده كه تو را تربيت كنم و علوم و معارف دين را بياموزم و خدا فرموده كه جان تو پذيرا و نگهدارنده ي اين معارف است.

4 – حضرت رسول اكرم درباره ي امامان بعد از حضرت علي (عليه السلام) با اشاره به حضرت امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) چه فرمود؟

با اشاره به امام حسن (عليه السلام) فرمود : اول آنها حسن(عليه السلام) است سپس نگاهي به فرزند خردسالش حسين (عليه السلام) نمود و فرمود : ‌دومين آنها حسين (عليه السلام) است و بقيه امامان از اولاد حسين (عليه السلام) هستند.

5 – دو نكته از نكاتي را كه از حديث ثقلين در مي يابيم بيان كنيد؟

1 . قرآن و عترت و اهل بيت پيامبر به عنوان مرجع و مايه ي هدايت و سعادت مردم معرفي شده اند.
2 . لازم است مسلمين در طول حيات خويش به آنان مراجعه كنند و نيز استفاده مي شود كه اميد و جدايي ناپذيرند و پيوسته معتبر و راهگشاي مشكلات فردي و اجتماعي مسلمانان خواهند بود.

6 – معارف غني و فقهي پيشين شيعه از سه منبع مهم سرچشمه مي گيرد . اين سه منبع كدامند؟

معارف بسيار غني و فقهي متين و اخلاق و آداب و احكام بسيار گسترده ي شيعه همه از متون قرآن كريم و سنت پيامبر و گنجينه ي سخنان اهل بيت سرچشمه مي گيرد.

 

 

 

درس پانزدهم : رفتار ائمه در برابر خلفاي جور

مي دانيد كه پيامبر اسلام در مسؤوليت اساسي داشت :

1 – دريافت احكام و معارف دين از جانب خدا و ابلاغ آن به مردم، به عبارت ديگر مرجع ديني و علمي مردم بود و مردم براي فراگيري و فهم احكام و معارف دين به او مراجعه مي كردند.

2 – نظام بخشيدن به جامعه در محدوده ي همين احكام و معارف . بر اين اساس پيامبر اسلام، قوانين الهي و برنامه هاي دين را اجرا مي كرد، ايشان حكومت اسلامي را تأسيس كرد و در طول حيات خويش آن را اداره و رهبري نمود.

بعد از رحلت پيامبر امام همين دو مسؤوليت را به انتخاب خداوند و معرفي پيامبر برعهده دارد، با اين تفاوت كه احكام و قوانين شريعت بر او وحي مي شود، اما امام با خداي متعال ارتباط نزديك دارد وارث علوم و ثبوت و حافظ مجري آنهاست. پيامبر – به امر خدا – علوم و احكام و معارف دين را در اختيار ائمه قرار داده است تا دين بدون نگهبان و مردم بدون مرجع و پناه نمانند.

مسلمانان نيز وظيفه داشتند كه امام و رهبر الهي خويش را بشناسند و ولايت و رهبري او را بپذيرند و تثبيت كنند و در راه تثبيت و گسترش حكومت الهي او سعي ومجاهدت نمايند.
ائمه گرامي ما ، براي انجام اين مسووليت تمام عمر خويش را در مبارزه و تلاش بودند و هنگامي كه عمر شريفشان به پايان مي رسيد، ايفاي اين وظيفه را به امام بعد از خويش مي سپردند تا با مبارزه و تلاش پيگير و با استفاده از نيروي ياران متقي و با ايمان، پايه هاي حكومت طاغوتيان را سست كنند، عامه ي مردم را براي پذيرش ولايت الهي آماده سازند و حكومت جور و ستم را براندازند.

خلاصه درس :

1 – اداره و رهبري جامعه اسلامي و حفظ و بيان معارف دين، بعد از رحلت پيامبر برعهده امام معصومي است كه از سوي پيامبر به مردم معرفي شده است. مردم وظيفه دارند امام خويش را بشناسند، ولايت و رهبري او را بپذيرند و در راه تثبيت حكومت الهي او تلاش كنند.

2 – امامان گرامي ما براي ايفاي دو مسؤوليت بزرگ خويش تمام عمر در مجاهدت بودند. آنها با خلفاي جور كه به ناحق در مسند حكومت قرار داشتند، مبارزه مي كردند و به شهادت مي رسيدند.

3 – در زمان غيبت، مبارزه با كفر و ستم به رهبري ولي فقيه همچنان ادامه دارد تا با ظهور حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف ) حكومت اسلامي در سراسر جهان گسترش و تحقق يافت.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – دو مسؤوليت اساسي پيامبران را بيان كنيد؟

1 . احكام و معارف دين را از جانب خداي بزرگ دريافت مي كرد و به مردم ابلاغ مي نمود. يعني مرجع ديني و علمي مردم بود. مردم براي فراگيري و فهم احكام و معارف دين به او مراجعه مي كردند و از او مي آموختند.

2. در محدوده ي همين احكام و قوانين جامعه را نظام مي بخشيد و قوانين الهي و برنامه هاي دين را اجرا مي نمود. يعني حكومت اسلامي را تأسيس كرد در طول حيات خويش آنرا اداره و رهبري نمود.

2 – چرا بعد از پيامبر، امام اين مسؤوليت ها را برعهده مي گيرد؟ او در اين زمينه با پيامبر چه تفاوتي دارد؟

بعد از رحلت پيامبر، امام همين دو مسؤوليت را به انتخاب خداوند ومعرفي پيامبر برعهده دارد. با اين تفاوت كه احكام و قوانين شريعت بر او وحي نمي شود و ليكن امام با خداي متعال ارتباط نزديك دارد. وارث علوم نبوت و حافظ و مجري آنهاست.

پيامبر به امر خدا علوم و احكام و معارف دين را در اختيار ائمه قرار داده است تا دين بدون نگهبان و مردم بدون مرجع و پناه نمانند.

3 – كداميك از امامان ما توانستند به حكومت جامعه ي اسلامي برسند؟ حكومت امامان چه مدت به طول كشيد؟

در ميان امامان تنها حضرت علي (عليه السلام) مدت چهار سال و نه ماه به حكومت رسيد و حضرت امام حسن (عليه السلام) مدت بسيار محدودي در مقام حكومت و خلافت بود.

4 – چرا ائمه براي انجام مسؤوليت خويش شيوه هاي متفاوتي را برمي گزيدند؟

امامان ديگر هدف حضرت امام حسين را پيگيري كردند و با توجه به اوضاع و شرايط ويژه اي كه با آن روبرو بودند. شيوه ي مناسبي را در پيش مي گرفتند.

5 – روش امام سجاد(عليه السلام) براي بيان تعاليم دين و آگاه ساختن مردم چه بود؟ چرا او اين روش را برگزيد؟

امام سجاد(عليه السلام) در اوضاع و شرايط خفقان آوري زندگي مي كرد كه هيچگونه اقدام جاري ميسر و مفيد نبود. حتي او نمي توانست مستقيماً با مردم گفتگو كند. لذا با دعاها و مناجات هايي كه مي خواند و زمزمه مي نمود دلهاي مردم را بيدار مي كرد و معارف دين را به آنان مي آموخت و جانشان را به ياد خدا زنده مي نمود وارزشهاي اسلامي را بيان مي كرد و از ظلم و بيداد اظهار تنفر مي نمود و ستمكاران را رسوا مي ساخت.


6 – چرا امام هشتم به خراسان مسافرت كردند؟ هدف مأمون از ترتيب دادن اين سفر چه بود؟
امام هشتم حضرت رضا (عليه السلام) با خليفه بسيار حيله و مكار به نام مأمون همزمان بود. او به ظاهر محترمانه امام را به خراسان احضار كرد تا از نزديك اعمال و رفت وآمدهاي ايشان را زير نظر بگيرد و در حقيقت او را از ياران وي كه در مدينه بودند دور سازد.


7 – در دوران غيبت امام دوازدهم علماي دين و نايبان امام مسؤوليت رهبري مبارزه با كفر و ستم را چگونه انجام مي دهند؟ اين مبارزه تا چه زماني ادامه مي يابد؟

آنان با ارشاد و راهنمايي آن امام غايب يكي پس از ديگري با حكومت هاي جور مبارزه كردند و وقتي خود در بستر خونين شهادت غلتيدند، پرچم را به عالم و مرجع ديگري سپردند و اين مبارزه تا زمان ما ادامه يافت و به دست رهبر فقيدمان نايب امام زمان، امام خميني پيروز شد و اين مبارزه تا پيروزي كامل بر جهان كفر و استكبار و ريشه كن كردن هر گونه ظلم و ستم و ظهور حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف ) و تحقق حكومت جهاني اسلام همچنان ادامه دارد.

بخش ششم : امامت ، نظام امت

درس شانزدهم : شيعه و سني

مسلمانان به دو دسته بزرگ تقسيم مي شوند :‌

1. شيعه

2. 2. سني

شيعه و سني با اينكه در مسئله ي خلافت بعد از پامبر و برخي مسائل فقهي اختلاف نظر دارند، اما هر دو مسلمانند . يك دين و يك پيامبر دارند و به سوي يك قبله نماز مي خوانند كتاب ديني و آسماني آنان قرآن است. متحد و برادرند و براي عظمت و ترقي كشور اسلام و پيروزي اسلام بر كفر، با يكديگر همكاري مي كنند.

عقيده ي اهل سنت در مورد جانشيني پيامبر چيست؟

اهل سنت ابوبكر را خليفه و جانشين پيامبر مي دانند و معتقدند كه پيامبر براي خود جانشيني تعيين نفرمود اما مسلمان ها براي اينكه نظم و انتظام امور اجتماعي از هم نپاشد به رهبري نياز داشتند كه جانشين پيامبر باشد، به همين جهت بعد از وفات پيامبر چند نفر از مسلمانان در سقيفه گردآمدند و ابوبكر را به خلافت برگزيدند و با وي بيعت كردند. اهل سنت معتقدند كه ابوبكر به هنگام وفات، عمربن الخطاب را به عنوان جانشين خود براي خلافت برگزيد.

عمربن الخطاب هم به هنگام وفات شوراي شش نفره را مسؤول تعيين خليفه كرد تا از بين خود يك نفر را انتخاب كنند. در اين جريان عثمان بن عفان انتخاب شد. بعد از او مردم با اصرار زياد خود با علي بن ابيطالب بيعت كردند . گروهي از مسلمانها كه چنين عقيده اي دارند، بعدها به سني يا اهل سنت شهرت يافتند.

عقيده ي شيعه در مورد جانشيني پيامبر چيست؟

گروه ديگري از مسلمانان عقيده داشتند كه پيامبر امت خويش را بي راهبر و راهنما نمي گذارد. به اعتقاد آنان خلافت پيامبر و راهبري مسلمانان چيزي نيست كه مردم بتوانند در آن دخالت كنند بلكه بايد در اين موضوع حساس و مهم از دستور پيامبر پيروي نمايند.

به عقيده اين گروه ، پيامبر از همان روزهاي نخستين دعوت آشكار خويش علي بن ابيطالب را به جانشيني بعد از خود معرفي كرد و فرمود كه بعد از من علي بن ابيطالب امام را راهبر شماست. او هم چنين در دعوت عشيره ي اقربين و غدير خم و بسياري از موارد ديگر شايستگي و لياقت و علم و تقواي علي را به مردم گوشزد فرمود.

اين گروه از مسلمانان كه در دين داري و اطاعت از خدا و پيامبر خود را پيرو و شيعه ي علي بن ابيطالب مي دانند، معتقدند كه امامت هم چون نبوت ، مقام الهي است. و امام چون بعد از پيامبر حافظ و مجري احكام دين است. بايد كاملاً از معارف و احكام و قوانين دين آگاه باشد و چون در محدوده قوانين و برنامه هاي اسلام مردم را رهبري مي كند. بايد از سوي پيامبر به اين سمت معرفي شده باشد تا بتواند امام و پيشواي مردم و حافظ احكام دين باشد و مردم بتوانند با اطمينان و تعيين از گفتارش پيروي به رفتارش اقتدا كنند.

حضرت علي بن ابيطالب(عليه السلام) هم به امر پيامبر امامان بعد از خود – به ويژه امام بعد از خود حضرت امام حسن(عليه السلام) را به مردم معرفي فرمود وامام حسن برادرش امام حسين(عليه السلام) را به سفارش پيامبر و به امر خدا براي امامت معرفي نمود. امام حسين(عليه السلام) هم به سفارش پيامبر و به امر خدا فرزندش امام سجاد را به امامت معرفي كرد و به اين ترتيب تا امام دوازدهم – هر امامي اما بعد از خود را تعيين و معرفي مي فرمود.

به شيعيان كه اينگونه به امامت اعتقاد دارند، شيعيان دوازده امامي يا اماميه مي گويند.

اتحاد مسلمانان در برابر كفر و استكبار :

شيعه و سني در مورد مسئله ياد شده اختلاف نظر دارند ولي اين اختلاف نظر را با تحقيق مورد مطالعه قرار مي دهند اما در مقابل دشمنان اسلام و قرآن با قدرت مي ايستند و مبارزه مي كنند.
مسلمانان بايد بدانند و مي دانند كه دشمنان اسلام و قرآن درصدد هستند كه با بهانه هاي بي جا ميان آنها دشمني بيندازند، بدين جهت بايد بيشتر مراقب باشند كه فريب دشمن را نخورند و تحكيم وحدت و دوستي ميان خود بيشتر بكوشند. مسلمانان بايد نيروي عظيم خود را بشناسند و آن را به سوي يك هدف واحد متمركز سازند و همه با هم در راه عظمت اسلام و ترقي و تعالي پيروزي جهان اسلام گام بردارند.

خلاصه ي درس :

1 – مسلمانان به دو دسته ي بزرگ تقسيم مي شوند، شيعه و سني . اين دو با اينكه درباره برخي مسائل اختلاف نظر دارند اما مسلمانند. يك دين و يك پيامبر دارند و به سوي يك قبله نماز مي خوانند. كتاب ديني و آسماني آنان قرآن است و براي پيروزي اسلام بر كفر مي كوشند و با وحدت و يكپارچگي در جهت عظمت اسلام دعوت مسلمانان حركت مي كنند.


2 – شيعه معتقد است كه پيامبر امت خود را بي راهبر و راهنما نمي گذارد. ايشان در موارد بسياري به اين مهم سفارش كرده و علي بن ابيطالب را به جانشيني خود و امامت معين و معرفي فرموده است اما اهل سنت مي گويند كه پيامبر براي خود جانشيني تعيين نفرموده است.


3 – مسلمانان (شيعه و سني) بايد بدانند كه دشمنان اسلام درصدد هستند كه با بهانه هاي بيجا ميان آنها نزاع و دشمني بيندازند. بنابراين بايد از اختلاف و نزاع، هر چند كوچك و گذرا، پرهيز كنند و همه با هم در راه دفاع از قرآن و ترقي و عظيمت اسلام بكوشند.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – علي بن ابيطالب چگونه به خلافت رسيد؟

مردم با اصرار زياد خود با علي بن ابيطالب بيعت كردند.

2 – عقيده ي شيعه در مورد جانشيني پيامبر چيست؟

شيعه كه در دينداري و اطاعت از خدا و پيامبر خود را پيروي و شيعه علي بن ابيطالب مي دانستند معتقدند كه امامت همچون نبوت، مقامي است الهي و امام چون بعد از پيامبر بايد محافظ و مجري احكام دين باشند بايد كاملاً به معارف و احكام و قوانين دين آگاه باشد و چون بايد در محدوده قوانين و برنامه هاي اسلام مردم را رهبري كند بايد از سوي پيامبر به اين سمت معرفي شده باشد تا بتواند امام و پيشواي مردم و حافظ احكام دين باشد و مردم بتوانند با اطمينان و يقين از گفتارش پيروي و به رفتارش اقتدا نمايند.

3 – دو مورد مهم ،از مواردي كه پيامبر در زمان حيات خويش درباره جانشيني بعد از خود سخن گفته اند بيان كنيد.

پيامبر از همان روزهاي نخستين دعوت آشكار خويش علي را به جانشيني ممعرفي نمود و فرمود كه بعد از من امام علي (عليه السلام) و رهبر شماست و در دعوت عشيره اقربين و غديرخم در بسياري از موارد ديگر موضوع شايستگي و لياقت و عمل و تقواي علي (عليه السلام) را به مردم گوشزد فرمود.

4 – برخورد اهل سنت و شيعه با دشمنان اسلام و قرآن چگونه بايد باشد؟

مسلمانان بايد بدانند و مي دانند كه دشمنان اسلام و قرآن درصدد هستند كه با بهانه اي بين آنها نزاع و دشمني اندازند بدين جهت بايد بيشتر مراقب باشند كه فريب دشمن را نخورند و برعكس خواست پليد دشمن در تحكيم وحدت و دوستي بيشتر بكوشند.

 

 

 

بخش هفتم : احكام

درس هفدهم :‌تطهير باآب باران و آب چاه

خداوند در قرآن کريم مي فرمايد :

و ما از آسمان آبي پاك و پاك كننده فرو فرستاديم.

آب باران :

آب باران هم حكم آب جاري را دارد. اگر به چيز نجسي كه عين نجاست در آن نيست باران ببارد. پاك مي شود. در تطهير فرش و لباس و مانند اينها دادن فشار لازم نيست. بارش باران بايد طوري باشد كه بگويند باران مي آيد. باريدن چند قطره كافي نيست.

مسئله 1 :

اگر باران بر عين نجاست مثلاً خون ببارد و از آن جا به جاي ديگر ترشح كند چنانچه عين نجاست همراه ترشح نباشد و بو يا رنگ يا مزه ي آن چيز نجس را نگرفته باشد، پاك است.

مسئله 2 :

آب باراني كه در جايي جمع مي شود هنگام نزول باران، حكم آب جاري را دارد، اگر چه كم تر از مقدار كر باشد و اگر چيز نجسي را در آن بشويند پاك مي شود، مگر اينكه آب ، بو يا رنگ يا مزه ي نجاست را به خود بگيرد كه در اين صورت پاك نمي شود.

آب چاه :

آب چاهي كه از زمين مي جوشد حكم آب جاري را دارد، يعني اگر نجاستي به آن برسد تا وقتي كه بو يا رنگ يا مزه ي آن تغيير نكرده، پاك است هر چند كه كمتر از كر باشد.

مسئله 3 :

اگر نجاستي در چاه بريزد بو يا رنگ يا مزه ي آب آن را تغيير دهد. وقتي پاك مي شود كه بو يا رنگ يا مزه ي نجاست زايل شود و با آب تازه اي كه از چاه مي جوشد مخلوط مي گردد.

برخي ديگر از مطهرات :

يكي از مطهرات ، آب است كه احكام آن را در سال قبل خوانده ايد.

دوم زمين :

زمين هم يكي از مطهرات است زمين با سه شرط كف پا و ته كفشي را كه به واسطه ي راه رفتن نجس شده باشد، پاك مي كند، اول اينكه خود زمين پاك باشد، دوم اينكه زمين خشك باشد، سوم اينكه اگر عين نجاست يا گل يا چيز متنجس ديگر در كف پا و ته كفش باشد، به واسطه ي راه رفتن كاملاً برطرف شود.

سوم آفتاب:

آفتاب ، زمين، ساختمان در و پنجره و همه ي چيزهايي كه در ساختمان بكار برده شده و جزء آن محسوب مي شود، با چند شرط پاك مي كند:

اول:
آن چيزتر باشد و با آفتاب خشك شود و اگر خشك باشد با تابش آفتاب پاك مي كند.

دوم :

اگر عين نجاست در آن هست، بيش از تابش آفتاب آن را برطرف كنند.

سوم :

آفتاب مستقيماً بر آن بتابد و اگر از پشت پرده يا ابر بتابد پاك نمي كند.

چهارم :

آفتاب به تنهايي آن را خشك كند و اگر باد هم در خشكانيدن كمك نمايد، پاك نمي كند.

پنجم :

آفتاب در يك تابش مستمز آنرا خشك كند و اگر در دو روز آن را خشك كند پاك نمي شود.

مسئله :

درخت و گياه نيز به واسطه تابش آفتاب پاك مي شوند.

چهارم برطرف شدن عين نجاست :

در بعضي موارد، هنگامي كه عين نجاست برطرف شد ، آن چيز پاك مي شود و ديگر نيازي به آب كشيدن و تطهير با آب نيست. مثلاً اگر بدن حيوان به وسيله خون يا آب نجس آلوده شود وقتي عين نجسي برطرف گردد. بدن حيوان پاك است ، هم چنين اگر داخل دهان يا بيني نجس شود، وقتي عين نجاست برطرف گردد، پاك مي شود و ديگر احتياجي به آب كشيدن نيست ولي اگر دندان مصنوعي در دهان نجس شود، بايد آن را آب كشيد .

برخي از احكام نجاسات :

مسئله 1 :

نجس كردن ورق و خط قرآن حرام است.، اگرنجس شد، فوراً بايد آنرا آب كشيد.


مسئله 2 :

خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است ، خورانيدن عين نجاست به اطفال جايز نيست.
مسئله 3 :

اگر انسان ببيند كسي چيز نجس مي خورد يا با لباس نجس نماز مي خواند و از نجاست آن اطلاع ندارد، لازم نيست به او بگويد.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – اگر به چيز نجسي – كه عين نجاست در آن نيست – باران ببارد، آيا آن چيز پاك مي شود؟ بارش باران بايد چگونه باشد تا پاك شود؟

بايد طوري باشد كه همه بگويند باران مي آيد و بارش چند قطره كافي نيست.

2 – هرگاه باران در جايي جمع شود، حكم اين مقدار آب هنگام نزول باران حكم چه آبي را دارد؟

آب باراني كه در جايي جمع مي شود هنگام نزول باران حكم آب جاري را دارد اگر چه كمتر از مقدار كُر باشد.

3 – آب چاهي كه از زمين مي جوشد، حكم چه آبي را دارد؟

حكم آب جاري را دارد يعني اگر نجاستي به آن برسد تا وقتي كه بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده پاك است هر چند كه كمتر از كر باشد.

4 – زمين يكي از مطهرات است، شرايط تطهير با زمين را بيان كنيد.

1. زمين خشك باشد

2. زمين پاك باشد

3. اگر عين نجاست يا گل يا چيز متنجس ديگر در كف پا و ته كفش باشد به واسطه راه رفتن كاملاً برطرف شود.

5 – آفتاب هم يكي از مطهرات است، تابش آفتاب چه چيزي را تطهير مي كند؟ با چه شرايطي؟

هر چيز نجس را از جمله زمين يا ساختمان، درب ، پنجره ، لباس و غيره

شرايط :

1) آن چيزتر باشد و يا آفتاب خشك شود و اگر خشك باشد با تابش آفتاب پاك نمي شود.

2) اگر عين نجاست در آن هست پيش از تابش آفتاب آنرا برطرف كنند

3) آفتاب مستقيماً بر آن بتابد و اگر از پشت پرده يا ابر بتابد پاك نمي كند

4) آفتاب به تنهايي آنرا خشك كند و اگر باد هم در خشكانيدن كمك نمايد پاك نمي كند

5) آفتاب در يك تابش مستمر آنرا خشك كند و اگر دو روز آنرا خشك كند پاك نمي شود.

بخش هفتم : احكام

درس هجدهم : غسل - درس نوزدهم : تيمم

غسل را به دو صورت مي توان انجام داد : ترتيبي و ارتماسي

غسل ترتيبي :

در غسل ترتيبي چهار عمل واجب است :

اول نيت ، دوم شستن سرو گردن ، سوم : شستن طرف راست بدن از گردن تا كف پاي راست ، به طوري كه تمام نصف راست بدن پشت و جلوي بدن كاملاً شسته شود، چهارم شستن تمام طرف چپ بدن از گردن تا كف پاي چپ به اين ترتيب غسل مي كنيم.

وقتي داخل حمام مي شويم اگر بدنمان آلوده و نجس باشد، ابتد آب مي ريزيم و خوب دست مي كشيم تا آلودگي و نجاست كاملاً‌پاك شود، آنگاه بدن را تطهير مي كنيم (آب مي كشيم) سپس غسل را شروع مي كنيم :

اول اين كه : نيت مي كنيم.

دوم اينكه : سر و گردن را مي شوييم ، به طوري كه تمام سرو گردن شسته شود و ذره اي از آن خشك نماند.

سوم اينكه : طرف راست بدن را كاملاً مي شوييم به طوري كه تمام نصف راست بدن كاملاً شسته شود و نقطه اي خشك نماند.

چهارم اينكه :‌طرف چپ بدن را كاملاً مي شوييم به طوري كه آب همه ي قسمت هاي سمت چپ را فراگيرد.

مسائلي درباره غسل :

1 – در غسل ترتيبي بايد ابتدا سر و گردن، بعد طرف راست، سپس طرف چپ غسل داده شود و اگر بر خلاف اين ترتيب عمل شود، غسل باطل است.

2 – براي اينكه يقين حاصل شود كه هر سه قسمت كاملاً شستشو شده بايد هر قسمتي را كه مي شوييد مقداري از قسمتهاي ديگر را هم با آن شستشو شود تا يقيين شود كه آن طرف كاملاً شسته شده است.

3 – اگر در غسل به اندازه سر مويي از بدن نشسته باشد، غسل باطل است.

4 – شستن جاهايي از بدن مانند داخل گوش، بيني و دهان كه ديده نمي شود، واجب نيست.
5 – اگر بر بدن چيزي چسبيده كه مانع رسيدن آب به بدن مي شود، بايد قبل از غسل آن را برطرف نمود.

6 – آب غسل بايد پاك و غير غصبي باشد.

7 – درغسل واجب نيست كه بدن را از بالا به پايين بشوييد بلكه به هر گونه كه شسته شود كافي است.

غسل ارتماسي :

در غسل ارتماسي، انسان پس از پاك كردن بدنش نيت مي كند و يك باره در آب فرو مي رود به طوري كه يك لحظه را تمام بدنش را آب فرا گيرد.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – غسل را به چند صورت مي توان انجام داد؟ هر يك را توضيح دهيد؟

1. ترتيبي

2. ارتماسي


1. غسل ترتيبي :

در غسل ترتيبي چهار عمل واجب است :‌1. نيت ، 2. شستن سر و گردن 3. شستن طرف راست از گردن تا كف پاي راست به طوري كه تمام نصف بدن، پشت و جلوي بدن كاملاً شسته شود.

4. شستن تمام طرف چپ بدن از گردن تا كف پاي چپ


2 – غسل ارتماسي :

انسان پس از پاك كردن بدنش نيت مي كند و يكباره در آب فرو مي رود به طوري كه در يك لحظه تمام بدنش را آب فرا مي گيرد.

 

 

 

درس نوزدهم : تيمم

چگونه تيمم كنيم :

در تيمم چهار چيز واجب است :

اول:
نيت : در دل قصد و نيت مي كنيم كه «تيمم مي كنيم به جاي وضو قربة الي الله» يا قصد مي كنيم كه «تيمم مي كنم به جاي غسل، قربة الي الله»


دوم :

دو كف دست را به خاك پاك يا چيز ديگري كه تيمم بر آن صحيح است مي زنيم.


سوم :

كف هر دو دست را با هم بر بالاي پيشاني (رستنگاه مو) مي گذاريم و كف دست ها را تا ابروها و بالاي بيني بر پيشاني مي كشيم.


چهارم :

كف دست چپ را بر تمام پشت دست راست مي كشيم و سپس كف دست راست را بر تمام پشت دست چپ مي كشيم.

چند مسئله درباره تيمم :

مسئله 1 :

هنگام مسح ، تمام پيشاني و تمام پشت دست ها را بايد مسح كرد. اگر قسمتي از آنها بدون مسح بماند، تيمم باطل است.


مسئله 2 :

در تيمم بايد پيشاني و كف دست ها پاك باشد.


مسئله 3 :

اگر پيشاني با پشت دست هاي شخص تيمم كننده زخم باشد و پارچه يا چيز ديگري بر آن بسته باشد كه نتواند آنرا باز كند، بايد روي همان دست بكشد و اگر كف دست ها زخم باشد و نتواند آنرا باز كند، بايد دست را با همان پارچه بر خاك پاك يا چيز ديگري كه تيمم بر آن صحيح است بزند و به پيشاني و پشت دست ها، دست بكشد.


مسئله 4:

كسي كه وظيفه اش تيمم است، اگر بداند كه تا آخر وقت عذرش باقي مي ماند، مي تواند در هر بخشي از زماني كه در اختيار دارد تيمم كند و نماز بخواند ولي اگر بداند كه تا نزديكيهاي آخر وقت عذرش برطرف مي شود، بايد صبر كند و بعد از برطرف شدن عذرش وضو بگيرد و يا غسل كند و نماز بخواند.


مسئله 5 :

چيزهايي كه وضو را باطل مي كند، تيمم بدل از وضو را نيز باطل مي كند و چيزهايي كه غسل را باطل مي كند. تيمم بدل از غسل را نيز باطل مي كند.

تذكر :

ساير مسائل تيمم را مي توانيد در رساله ي توضيح المسائل بخوانيد.

در چه مواردي بايد به جاي وضو يا غسل ، تيمم كنيم؟

اول اينكه : آب نداشته باشيم و تهيه ي آن نيز ممكن نباشد.

دوم اينكه :‌آب باشد ولي دسترسي به آن ممكن نباشد، در اين مورد هم بايد تيمم كرد.
سوم اينكه : از استعمال آب بر جان و سلامتي خود بيم داشته باشيم، مثلاً بترسيم كه بر اثر استعمال آب مرض يا عيبي در ما پيدا شود و يا بيماريمان طولاني گردد يا شدت يابد يا به سختي معالجه شود. در اين صورت بايد تيمم كنيم ولي اگر آب گرم برايمان ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيريم.

مسئله 1 : براي تيمم كردن لازم نيست كه يقين داشته باشيم آب برايمان ضرر دارد بلكه اگر احتمال هم بدهيم (البته احتمال عقلاني) كه آب برايمان ضرر دارد، بايد تيمم كنيم.
چهارم اينكه : آب داريم ولي غصبي است يا اينكه ظرف آن غصبي است و ظرف ديگري هم نيست كه آب را در آن بريزيم . در اين صورت هم بايد به جاي وضو گرفتن يا غسل كردن تيمم كنيم.
پنجم اينكه : آب داريم ولي وقت به قدري تنگ است كه اگر بخواهيم وضو بگيريم يا غسل كنيم، تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت خوانده شود، در چنين صورتي هم بايد تيمم كنيم.

مسئله 2 : كسي كه شك دارد ار وضو بگيرد يا غسل كند، وقت نماز برايش مي ماند يا نه ، بايد تيمم كند.


مسئله 3 : اگر نماز گذار وقت دارد كه نمازش را بدون كارهاي مستحبي نماز مثل قنوت و .. بخواند، در چنين صورتي نبايد تيمم كند، بر حسب وظيفه اش بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز بخواند.

تيمم بر چه چيزهايي واجب است؟

تيمم بر خاك پاك و ريگ و كلوخ سنگ پاك (و نيز سنگ گچ و سنگ آهك) صحيح است.


مسئله 1 :

اگر خاك و ريگ و سنگ و كلوخ پاك در دسترس نباشد، مي توان با غبار پاك تيمم كرد. اگر به گرد و غبار هم دسترسي نبود، بايد بر گل تيمم كرد.

مسئله 2 :

اگر خاك يا چيزديگري مخلوط باشد، تيمم بر آن صحيح نيست.


مسئله 3 :

چيزي كه بر آن تيمم مي شود، بايد غصبي نباشد.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – در تيمم چند چيز واجب است؟ روش صحيح تيمم را به طور عملي تمرين کنيد و نشان دهيد؟

در تيمم چهارچيز واجب است .

1. نيت در دل نيت و قصد مي کنيم و به جاي وضو قربه الي الله و با قصد مي کنيم که تيمم مي کنم به جاي غسل قربه الي الله .


2. دو کف دست را به خاک پاک، يا به چيز ديگري که تيمم بر آن صحيح است مي زنيم.


3. کف هر دو دست را باهم مي گذاريم بر بالاي پيشاني (رستنگاه مو) و کف دستها را بر پيشاني مي کشيم تا ابروها و بالاي بيني


4. کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست مي کشيم و سپس کف دست راست را بر تمام پشت دست چپ مي کشيم.

2 – در چه مواردي بايد به جاي وضو يا غسل تيمم کنيم ؟

اول اينکه : آب نداشته باشيم و تهيه آن هم ممکن نباشد

دوم اينکه : آب هست ولي دسترسي به آن ممکن نيست در اين مورد هم بايد تيمم کرد.

سوم اينکه : از استعمال آب بر جان و سلامتي خود بيم دارد مثلاً بترسد که از استعمال آب مرض و يا عيبي در او پيدا شود و يا مرضش طولاني شود و يا شدت يابد يا به سختي معالجه شود بايد تيمم کند ولي آب گرم برايش ضرر ندارد بايد با آب گرم وضو بگيرد.

چهارم اينکه آب دارد ولي غصبي است و يا اينکه ظرف آن غصبي است و ظرف ديگري هم ندارد که آب را در آن بريزد. در اين صورت هم بايد به جاي وضو يا غسل تيمم کند.
پنجم اينکه : آنکه آب دارد ولي وقت به قدري تنگ است که اگر بخواهد وضو بگيرد يا غسل کند تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت خوانده مي شود در چنين صورتي هم بايد تيمم کند.

3 – چند مسئله ديگر از تيمم را كه در درس آمده بيان كنيد:

1) بر سنگ هايي مانند سنگ گچ ، سنگ آهك، سنگ مرمر، سنگ سياه تيمم صحيح است.

2) اگر خاك و ريگ و سنگ و كلوخ پاك در دسترس نباشد، مي توان با غبار پاك تيمم كرد. و اگر به گرد و غبار هم دسترسي نبود بايد بر گل تيمم كرد.

3) اگر خاك با چيز ديگري مخلوط باشد، تيمم بر آن صحيح نيست.
4) چيزيكه بر آن تيمم مي شود بايد غصبي نباشد.

بخش هفتم : احكام

درس بيستم : لباس نمازگزار

لباس نمازگزار شش شرط دارد :


اول :
لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسي عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

مسئله 1 :

كسي كه نمي داند نماز خواندن با بدن و لباس نجس باطل است اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسئله 2 :

اگر نمازگزار نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد كه نجس بوده، نمازش صحيح است.


مسئله 3 :

اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت نماز گذشته است بايد آنرا قضا كند.


مسئله 4 :

كسي كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد. چنانچه نمازش را بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده ، نمازش صحيح است.


مسئله 5 :

اگر لباس را آب كشيد و يقين كرد پاك شده و با آن نماز خواند و بعد از نماز فهميد كه نجس بوده است، نمازش صحيح است.


دوم:
لباس نمازگزار بايد مباح باشد، اگر عمداً با لباس غصبي بخواند نمازش باطل است گرچه يك دكمه يا نخ آن غصبي باشد.


مسئله :

اگر نماز گزار نداند يا فراموش كند كه لباس غصبي است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است.

سوم :

لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مرده اي كه خون جهنده دارد نباشد .

مسئله :

اگر چيزي از مردار حلال گوشت كه روح ندارد، مانند پشم و مو همراه نمازگزار باشد، نمازش صحيح است.

چهارم :

لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد حتي اگر موي آن هم همراه نماز گزار باشد نمازش باطل است.


مسئله :اگر آب دهان يا بيني حيوان حرام گوشت مانند گربه، بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد، نمازش باطل است. ولي اگر خشك شده و عين آن برطرف شده نماز با آن صحيح است.

پنجم :

مرد نمازگزار نبايد لباسي بپوشد كه در آن طلا بكار رفته باشد.


مسئله 1 :

نمازخواندن مرد با انگشتر يا حلقه يا زنجير يا بند ساعت طلا باطل است ولي براي زن مانعي ندارد.

مسئله 2 :‌

انگشتر، حلقه ، زنجير، بند ساعت طلا درهمه حالتها بر مردم حرام است ولي براي زن مانعي ندارد.

ششم :

لباس نمازگزار حتي لباس هاي كوچك او مانند كمربند، نبايد ابريشم خالص باشد، ولي براي زن مانعي ندارد.

موارديكه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد :

اول :‌خون زخم و جراحت و دمل :

مسئله 1 :

اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چناچه طوري باشد كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن آن برايش سخت است، تا وقتي كه آن زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده، مي تواند با آن خون نماز بخواند.


مسئله 2 :

اگر جايي از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شده، لباس خواندن با آن جايز نيست ولي با رطوبتي كه معمولاً به اطراف زخم سرايت مي كند مي توان نماز خواند.

مسئله 3 :

با خون زخمي كه زود خوب مي شود و شستن آن آسان است نماز خواندن جايز نيست.

دوم:
خون كمتر از درهم :

اگر بدن يا لباس انسان به خون بدن خودش يا حيوان حلال گوشت ، آلوده شده است، اگر مجموع آن خون ( از جهت مساحت) از مقدار 1 درهم ( يك اشرفي = تقريباً به اندازه يك 2 ريالي) بيشتر نيست، با اين خون مي توان نماز خواند اگر چه تطهير آن هم آسان باشد.


سوم :

لباس هاي كوچك :

اگر لباس هاي كوچك نمازگزار كه به وسيله آن نمي توان عورت را پوشانيد مثل جوراب، كمربند، عرقچين، بند ساعت و انگشتر،نجس باشند، نماز خواندن با آنها صحيح است.

يك مسئله ي ديگر از لباس :

زن بايد در حال نماز تمام بدن و حتي سر و موي خود را كاملاً بپوشاند. اگر چه كسي او را نبيند. ولي پوشانيدن مقداري از صورت كه در حال وضو شسته مي شود و دستها و پاها تا مچ لازم نيست.

بينديشيد و پاسخ دهيد :

1 – لباس نمازگزار چند شرط دارد؟ اين شرط ها را بدون ذكر مسائل مربوط بيان كنيد.

1. پاك باشد.

2. مباح باشد.


3. بايد از اجزاء حيوان مرده اي كه خون جهنده دارد نباشد.

3. لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد . حتي اگر موي آن هم همراه نمازگزار باشد باطل است.

4. اگر نمازگزار مرد باشد، نبايد لباس از طلا باشد.

5. لباس نمازگزار حتي لباس هاي كوچك مانند بندشلوار نبايد ابريشم خالص باشد ولي براي زن مانعي ندارد.

2 – اگر نماز گزار مسئله را بداند اما بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نمازش باطل است يا صحيح ؟ اگر در بين نماز بفهمد چطور؟

نمازش صحيح است. بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت نماز گذشته است، بايد آنرا دوباره بخواند.

3 – مسائلي را كه درباره مباح و غصبي بودن لباس نمازگزار در درس آمده ، بگوييد.

اگر نماز گزار نداند يا فراموش كند كه لباسش غصبي است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است.

4 – مسائلي را كه درباره طلا و حرير بودن لباس نمازگزار درس آمده است، بگوئيد.

1) نماز خواندن مرد با انگشتر يا حلقه يا زنجير يابند ساعت طلا باطل است ولي براي زن مانعي ندارد.

2) انگشتر و حلقه و زنجير و بند ساعت طلا در همه حالات بر مردم حرام است ولي براي زن مانعي ندارد

3) لباس نمازگزار حتي لباس هاي كوچك مانند بند شلوار بايد ابريشم خالص نباشد ولي براي زن مانعي ندارد.

5 – زن در حال نماز از نظر پوشش بايد چگونه باشد؟

زن بايد در حال نماز تمام بدن و حتي موي سر خود را كاملاً بپوشاند اگر چه كسي او را نبيند ولي پوشانيدن مقداري از صورت كه در حال وضو شسته مي شود و پاها تا مچ لازم نيست.